فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٥ - محمد صلى الله عليه و آله
جلد بيست و ششم
محمّد صلى الله عليه و آله
محمّد صلى الله عليه و آله مشهورترين نام مبارك پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله است كه در قرآن كريم چهار بار آمده است. [١] نامهاى ديگر ايشان در قرآن، احمد [٢]، طه [٣]، عبداللّه [٤] و ياسين [٥] است. قرآن كريم آن حضرت را با عناوين: نبىّ [٦]، رسول اللّه [٧]، خاتم النّبيين [٨]، بشير [٩]، نذير [١٠]، رحمة للعالمين [١١] و ... ستوده است. پدر آن بزرگوار، عبداللّه-/ فرزند عبدالمطّلب-/ از طايفه قريش، از قبيله عدنان، [١٢] از نوادگان اسماعيل عليه السلام-/ فرزند ابراهيم خليلالرّحمان-/ است. [١٣] زادگاهش مكّه است و در ميان مكّيان به پيامبرى مبعوث شد. [١٤] با گويش عربى كه زبان قومش بود؛ [١٥] آنان را به توحيد و اسلام دعوت نمود.
انبيا و كتابهاى آسمانى از جمله تورات و انجيل به بعثت و رسالت آن حضرت بشارت داده بودند. [١٦] حضرت عيسى عليه السلام از او با نام «احمد» ياد كرده است. [١٧] در دورن كودكى، يتيم بود. [١٨]
مورّخان نوشتهاند: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پيش از تولّد، پدرش را از دست داد. در شش سالگى نيز در سفرى كه به همراه مادر براى ديدار اقوام به سوى مدينه داشت، در سرزمين «ابواء» مادر گرامىاش را از دست داد. [١٩]
در دوران زندگى پرافتخارش خطّى ننگاشت و به هيچ
(١) . آلعمران (٣) ١٤٤؛ احزاب (٣٣) ٤٠؛ محمّد (٤٧) ٢؛ فتح (٤٨) ٢٩.
(٢) . صفّ (٦١) ٦.
(٣) . طه (٢٠) ١ و ٢؛ تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ٣٦٧، ح ٧؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١١، ص ١١٢.
(٤) . جنّ (٧٢) ١٩.
(٥) . يس (٣٦) ١؛ معانىالاخبار، ص ٢٢، ح ١؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١١، ص ١١٢.
(٦) . اعراف (٧) ١٥٧؛ احزاب (٣٣) ٦ و ٤٥.
(٧) . احزاب (٣٣) ٤٠.
(٨) . احزاب (٣٣) ٤٠.
(٩) . بقره (٢) ١١٩؛ سبأ (٣٤) ٢٨ و ....
(١٠) . بقره (٢) ١١٩؛ سبأ (٣٤) ٢٨ و ....
(١١) . انبياء (٢١) ١٠٧.
(١٢) . تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٨؛ تاريخ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، آيتى، ص ١.
(١٣) . برداشت مزبور از جمله «و من ذرّيّتنا امّةً مسلِمة» وجمله «وابعث فيهم رسولًا منهم» استفاده شده است، با توجه به اينكه مرجع ضمير در «فيهم» ذريّه و مقصود از «رسولًا» طبق روايت نبوى صلى الله عليه و آله پيامبر خاتم است، با اين ضميمه كه ضمير در «منهم» دلالت مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز از ذريّه است. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٣٩٣؛ حج (٢٢) ٧٨)
(١٤) . «رسولًا منهم» جمعه (٦٢) ٢؛ بلد (٩٠) ١ و ٢.
(١٥) . ابراهيم (١٤) ٤.
(١٦) . اعراف (٧) ١٥٧.
(١٧) . صفّ (٦١) ٦.
(١٨) . ضحى (٩٣) ٦.
(١٩) . (تاريخ طبرى، ج ١، ص ٤٥٨) اين در حالى است كه مرحوم كلينى سنّ حضرت را به هنگام وفات مادر، چهار سال ذكر مىكند. (الكافى، ج ١، ص ٤٣٩؛ مرآت العقول، ج ٥، ص ١٧٩)