سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٢
داد. يكى از همراهان، به نام ابن ابى يعفور، بند كفش خود را درآورد كه به امام بدهد، ايشان آن را نگرفت و با ناراحتى فرمود:
شخص گرفتار، به تحمل گرفتارى سزاوارتر است و تا مقصد با پاى برهنه آمد. «١» ج- در امور مالى بسيار روشن است، كسى كه براى حفظ عزّت و حرمت خويش از جان خودش مايه بگذارد، هرگز از مال و ثروت، دريغ نمىورزد، بلكه آن را پيش از جان گرانمايه خويش فدا خواهد كرد و معصومين (ع) چنين بودند.
زندگى مادى و زرق و برق دنيا حقيرتر از آن بود كه چشمان واقع بين برگزيدگان الهى را خيره سازد. آنان با خصلتهاى نيكويى كه دارا بودند و ايمان و اطمينانى كه به مبدأ و معاد داشتند، همواره به دنيا و مظاهر آن به عنوان مردارى گنديده مىنگريستند و خود را فراتر از آن مىدانستند كه برايش سينه چاك كنند يا به آن دل بندند، تا چه رسد به اينكه عزّت و شرف خود را فداى آن نمايند.
مخالفان اهل بيت (ع) گاهى با حربه محاصره اقتصادى بر آنان فشار مىآوردند تا زير ضربههاى فقر و گرسنگى، آنان را به سازش بكشانند، ولى هرگز به اهداف شوم خود نرسيدند. محاصره پيامبر (ص) در شعب ابوطالب، مصادره و غصب فدك، غارت اموال آل على عليهمالسلام كه گاه و بىگاه به دست خلفاى ستمگر، صورت مىگرفت، در اين راستا انجام مىشد، ولى ايشان در هر شرايطى با كمال متانت و بزرگوارى، عزّت و سربلندى خود را حفظ مىكردند. بدون شك، وام خواهى و قرضالحسنه از سنتهاى رايج جامعه اسلامى است كه ممكن بود پيامبر (ص) يا امام نيز بناچار به آن متوسل شوند.