روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩١٩ - روزشمار جنگ جمعه /٢٢ آذر ١٣٦٤ /٣٠ ربیع الاول ١٤٠٦ /١٣ دسامبر ١٩٨٥
روانی علیه صدام را نداشته باشد، چون فکر می کردند زدن شهرها یک بدنامی برای رژیم عراق و حامیان او که اسلحه های مخصوص دراختیارش گذاشته بودند به وجود آورد و پایه های تبلیغات گذشته را خنثی کرد و بسیار در سطح جهانی در دل ملت ها به نفع ما تمام شد.
اینها فکر می کردند که زدن مراکز اقتصادی و مخصوصاً منابع نفتی این مسئله را ندارد. آنها مدعی بودند که ما جنگ افروزیم، جنگ خواهیم و زدن منابع اقتصادی نظام جنگ طلب برای کشاندن او به پای میز صلح می تواند یک قیافه درستی برای صدام ترسیم کند و در تبلیغاتشان روی این تکیه کردند. از اول گفتند که صدام می خواهد از طریق بمباران خارک ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و این جهت تبلیغات دشمنان ما بود.
خواستند ملت ما را بترسانند و فکر می کردند وقتی این تبلیغات شروع شد در داخل کشور باز روحیه احتکار و انبار کردن مواد غذایی و رشد قیمت ها و ترس مردم و از این گونه چیزها توسعه پیدا می کند و مسئولین کشور ضمن اینکه دستشان از پول خالی می شود تحت فشار مردم نیز قرار می گیرند و این را با تبعات پذیرفتند؛ یعنی فکر کردند که ما هم درآن صورت در خلیج فارس اقدام به عمل متقابل می کنیم و در منطقه بحران درست می کنیم و معلوم بود که تبعات آن را هم پذیرفته بودند.
کشورهای جنوب خلیج فارس را آماده کردند که این تبعات را بپذیرند و نیروهای به اصطلاح واکنش سریع امریکا در منطقه مانور دادند و کشتی های بیشتر جنگی در خلیج فارس و اقیانوس هند آمدند و تبلیغات این طوری شد و شرایطی درست کردند که در کشور ما زمینه تسلیم ما را فراهم کنند و به این مسئله امیدوار بودند. [اما] کار باز برعکس شد؛ یعنی همان گونه که در جریان جنگ شهرها پیش آمد، اینجا هم قضیه برعکس شد. اولاً آنها در عمل فهمیدند که اقتصاد ما محکم تر از این حرف هاست و منابع نفتی ما آن طور نیست که اینها فکر کنند شیشه است و هروقت که خواستند آن را می توانند بشکنند. دیدند که ما جداً می توانیم از منابعمان دفاع کنیم و دیدند که منابع نفتی ما متنوع است و دیدند زدن آن به صورتی که دست ما را خالی کنند ممکن نیست و از این جهت مأیوس شدند.
مسئله دیگری که برای اینها پیش آمد، آنها خیال می کردند که ما به صورت انتقامی و عکس العملی خودمان را ممکن است در خلیج فارس محبوس کنیم و وارد یک ماجرایی شویم که پایان آن مشخص نیست و بحران درست کنیم. ما هم از قبل سیاستمان را اعلام کرده بودیم؛ ما گفته بودیم که برای هر مرحله یک طرح داریم و این در برنامه های اقتصادی و نظامی ما یک واقعیت است ما خودمان می دانیم که اگر فردا فلان حادثه ای که ممکن است پیش آید، درصورت وقوع آن حادثه چه خواهیم کرد. ما قسمتی از برنامه مان را به دنیا اعلام کردیم و قسمتی از آن را هنوز دنیا نمی داند. ازلحاظ نظامی می دانیم که چه زمانی باید ضربه محدود