روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٦٥ - روزشمار جنگ چهارشنبه /١٣ آذر ١٣٦٤ /٢١ ربیع الاول ١٤٠٦ /٤ دسامبر ١٩٨٥
منطقه ای نزدیک به منطقه اصلی عملیات، یعنی در محل پیچ اروندرود، مقابل کارخانه نمک و شمال منطقه اصلی عملیات را انتخاب کرده ایم. این منطقه نزدیک ترین جایی است که می توانیم به جاده اول (جاده البحار، غرب اروندرود) برسیم. تیپ های٣٢ انصارالحسین(ع)، ٤٤ قمربنی هاشم(ع)، ١٠ سیدالشهدا(ع) و لشکر ١٧ مأموریت گرفتن این سرپل را دارند. این سرپل تهدیدی است برای دشمن و درگیر کردن بخشی از توان او و گرفتن فرصت از دشمن است که بتوانیم منطقه اصلی را تثبیت کنیم.»[١]
رحیم صفوی با بیان اینکه دراین باره باید بیشتر کار شود، اشکالاتی به این طرح می گیرد: «اینکه ما اینجا را به عنوان عملیات پشتیبانی بگیریم و بعد از دو سه روز خالی کنیم، مناسب نیست؛ یگان هایی که برمی گردند ازجنبه روحی آمادگی برای ادامه عملیات در جای دیگر ندارند. مسئله دیگر چگونگی حفاظت سرپل تصرف شده درمقابل پاتک های دشمن است.»
فرمانده و جانشین فرمانده قرارگاه کربلا که بر اجرای این طرح اصرار دارند، دراین باره چنین توضیح می دهند: اولاً این عملیات پشتیبانی، هم زمان با عملیات اصلی و هنگام غافل بودن دشمن انجام می شود. برای حفظ منطقه تصرف شده نیز پدافند دورتادور و مستقل تشکیل می شود و می کوشیم که این منطقه را به منطقه اصلی عملیات وصل کنیم. اجرای این عملیات برای تثبیت منطقه اصلی هم مناسب تر است تا اینکه نیروی دنبال پشتیبان برای ادامه عملیات در نظر بگیریم؛ چون به طور معمول یگان های دنبال پشتیبان زمانی وارد عملیات می شوند که دشمن درحال پاتک است، که در این وضعیت خسارت می بینند.[٢]
احمد غلامپور درباره نیروی موردنیاز برای اجرای تک پشتیبانی می گوید که برآورد کلی برای اجرای عملیات در منطقه فاو ٢٥٨ گردان بود، ولی در بررسی ها به این رسیدیم که مجموع استعداد یگان هایی که برای منطقه فاو درنظرگرفته شده اند، حدود ١٦٠ گردان است، لذا برآورد اولیه ٥٠ گردان که برای سرپل پیش بینی کرده بودیم کاهش دادیم و حدود ٢٣ گردان درنظرگرفتیم.[٣]
"طرح ریزی آتش" موضوع دیگری بود که در این جلسه مطرح شد، فرمانده نیروی زمینی دراین باره بر نکاتی تأکید کرد: «در طرح ریزی آتش، آتش ها باید روی گره ها (تقاطع ها و چهارراه ها و محل های اصلی تجمع دشمن) متمرکز شود. برای طرح ریزی آتش باید منطقه عملیات را از شلمچه تا فاو فرض بگیریم و در این منطقه گسترده کار دید بانی، پدافند هوایی، توپخانه و... بکنیم تا این خود طرحی برای فریب دشمن باشد. دشمن می داند ما به حاشیه اروند آمده ایم، در جزیره مینو کار مهندسی کرده ایم، در خسروآباد فعالیم. در جزیره ام الرصاص از ما یک اسیر گرفته است. این گستردگی کار دشمن را درمورد یک منطقه خاص دچار تردید می کند و همین کمک بزرگی برای فریب دشمن است.»[٤]
[١] ٧. مأخذ٢، صص ٥ - ٤.
[٢] ٨. مأخذ٣، صص ٦ - ٤.
[٣] ٩. مأخذ٣، صص ١٠ - ٩.
[٤] ١٠. مأخذ٢، صص ٧ - ٤.