روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٢٦ - روزشمار جنگ دوشنبه /٢٧ آبان ١٣٦٤ /٥ ربیع الاول ١٤٠٦ /١٨ نوامبر ١٩٨٥
آمده مرتب در خطوط اول تاب می خورند. قبلی ها سرشان را از سنگر بیرون نمی آوردند و تحرکشان بسیار کم بود. نیروی جدید معلوم بود که آدم های تازه نفسی هستند.
همه جا دشمن هرجا ما بخواهیم حمله کنیم، نیروی در خط را تعویض می کند، چرا؟ به این دلیل که نیروی در خط ضعیف است. حالا اگر در سراسر مرز ما فعالیت بکنیم، در سراسر مرز؛ ما به دشمن حمله بکنیم، به دشمن فشار می آید که باید از این نیروی احتیاط قوی و متحرکش که درست کرده این را ببرد در خط بگذارد. البته، دشمن در چند ماه گذشته از این کار پرهیز کرد؛ از یک تاکتیک جدید استفاده کرد؛ به جای اینکه برود پدافند کند، حمله کرد و در بعضی نقاط تعرض کرد و در اصطلاح نظامی دنیا بهترین پدافند، آفند است.
به گیسکه در غرب سومار حمله کرد و به جزیره مجنون جنوبی حمله کرد. به جاده خندق در هورالهویزه حمله کرد. به چندین نقطه شروع کرد به حمله کردن تا بلکه این امر تحمیل نشود که نیروی سازمان یافته اش را ببرد در خط. ازطریق به هم زدن سازمان نیرویی که ما پیدا کردیم، دشمن در حملاتش فکرش این بود که نیرویی که ما آزاد کردیم نتیجتاً به ناچار باید بیاوریم آنجاهایی که ضعیف است بپوشانیم. آن موقع توان ادامه عملیات های نفوذی را از دست می دهیم و دشمن راحت می شود. این قدم اول را دشمن برداشت، اما به لطف الهی با ادامه عملیات های قدس و با موفقیت های پی درپی که (این عملیات ها) داشتند، دشمن الآن به تردید کشیده شده و دیر جنبیده است و مثل همیشه ابتکار در دست ماست. باز این عملیات ها ادامه پیدا می کند. یعنی حملاتی که انجام داد، یعنی عوارض حساس گیسکه را آمد گرفت که بعد از یک مدتی برادران ارتش حمله کردند که پس بگیرند. آمد تپه ١٧٥ را گرفت در ارتفاعات حمرین و شرهانی، باز برادران ارتش حمله کردند که موفق شدند پس بگیرند. خود این عملیات های قدس که سپاه انجام داده بود، دشمن حمله کرد، اما هیچ کدامش را نتوانست کاری بکند. ما سر موضعمان سرسختانه ماندیم و پدافند کردیم. الآن دشمن به فکر این افتاده که اگر این عملیات های نفوذی و حرکات جدید رزمندگان اسلام از این لحظه، از این زمان به بعد، یک ماه و دو ماه دیگر یا سه ماه دیگر بخواهد ادامه پیدا بکند، دشمن تصمیم خواهد گرفت که نیروی سازمان یافته احتیاطش را بیاورد و در خط بگذارد.
پس ما اولین هدفی که از انجام این عملیات های نفوذی و گشتی رزمی داریم این است که احتیاط دشمن را تجزیه کنیم. قوای دشمن را تجزیه بکنیم و آن را از بهره مندی از اصل صرفه جویی در قوا بازداریم و نگذاریم که از اصل صرفه جویی در قوا استفاده بکند و نیروی سازمان یافته اش را بکشانیم و تجزیه کنیم. پس این یکی از اهداف عملیات های گشتی رزمی و نفوذی است که داریم انجام می دهیم. هدف دوم از انجام این عملیات ها این است که همواره ما در مردم یک روحیه رزمی و یک روحیه مثبت جنگی را به وجود بیاوریم و حفظ بکنیم و در سراسر کشور، مردم جنگ را احساس بکنند و وقفه در جنگ را وقفه در عملیات های مهم را، ما با این طریق پربکنیم.
در شهریورماه سال ١٣٦٣ که به خدمت امام رفتیم، امام به یک اصل مهم جنگی اشاره کردند و آن این بود که سرباز بسیجی و نیروهای رزمنده در دفاع همیشه حالت تعرضی خودشان را باید حفظ کنند والاّ روحیه رزمنده از بین می رود. لذا، براساس همین ایده الآن هرجا هر منطقه ای که رزمندگان عملیات می کنند ما از رادیو تلویزیون اعلام می کنیم که نیروهای سپاهی و بسیج مردمی استان فلان جا عمل کردند. بعد اسرا را می برند در همان استان با رزمندگان می گردانند. این به تجربه ثابت شد که تبلیغات حضوری اثر عمیق تری دارد. به عنوان مثال، توی کوچه های این کشور می بینید یک نفری پیدا می شود دیپلم است یا لیسانس است، چند تا کتاب کومه له خوانده، چند تا کتاب مائو خوانده، می نشیند کنار یک بسیجی شما، شروع می کند به تحریک کردن وی، شروع می کنند به ایجاد سؤال کردن. رادیو تلویزیون که نمی داند بر آن