روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٣٦ - روزشمار جنگ دوشنبه /١١ آذر ١٣٦٤ /١٩ ربیع الاول ١٤٠٦ /٢ دسامبر ١٩٨٥
١
مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه جورج تاون، ضمن اینکه بنیادگرایی اسلامی را رو به ضعف توصیف کرد، هشدار داد که اگر جنبش اسلامی در کشور دیگری موفق شود یا اگر ایران در جنگ با عراق به پیروزی برسد، جنبش اسلامی در خلیج فارس جان تازه ای خواهد گرفت.
رادیو امریکا در برنامه امروز خود گفت: «شیرین هانتر معاون طرح خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی دانشگاه جورج تاون، در تفسیری که در روزنامه کریستین ساینس مانیتور منتشر شده، بنیادگرایی اسلامی را جریانی توصیف کرده است که درحال حاضر رو به ضعف می رود. هفت سال پیش زمانی که انقلاب اسلامی در ایران رخ داد، بیم آن می رفت که بنیادگرایی اسلامی چون آتشی به بقیه خاورمیانه سرایت کند.
به چند دلیل کشورهایی که انتظار می رفت آتش بگیرند کشورهای عربی خلیج فارس بودند که ازنظر جغرافیایی به ایران نزدیک بودند، در اکثرشان شیعیانی که برخی از آنها دارای تباری ایرانی هستند زندگی می کنند و همگی بسیاری از همان فشارها و تنگناهایی را که ایران گرفتارش بود تجربه می کنند؛ فشارهایی که از تحول سریع دگرگونی اقتصادی و جابه جایی اجتماعی ناشی می شود. [...] نشانه هایی در دست است که بنیادگرایی اسلامی به اوج خود رسیده و ممکن است حتی رو به نزول باشد. [...] البته در خلیج فارس هنوز همدردی درخور توجهی نسبت به انقلاب ایران احساس می شود و بسیاری از مردم عادی معتقدند انقلاب ایران به این دلیل شکست خورده که تمام کشورهای عربی و قدرت های بزرگ به حمایت از دولت صدام حسین برخاسته اند. اما باوجوداین همدردی، جادوی ایران تأثیر خود را از دست داده است. [...]
شیرین هانتر همچنین به نقل از یکی از ناظران رویدادهای خلیج فارس می نویسد: جنبش به این دلیل جذابیت داشت که گمان می رفت نمایشگر پدیده ای پیوسته، یکپارچه، هماهنگ و ازنظر فرهنگی بومی و خالص دربرابر انواع ایدئولوژی های ناسیونالیستی، سوسیالیستی و غیره باشد. همچنین به نظر می رسید که می تواند با فراهم آوردن احساس و هویت مشترکی برپایه اسلام اختلاف های قومی و ناهماهنگی های دیگر را در میان مسلمانان از بین ببرد و بنابراین آنها را علیه دشمنانشان تقویت کند.
بااین حال، اینک اختلاف نظرهای عقیدتی و شکاف های قومی در داخل جنبش بنیادگرایی بسیاری از مشتاقان آن را از اوهامات اولیه خود بیرون آورده است. وی می افزاید: جنبش پرسش های قدیمی مربوط به برخورد اسلام با برخی از مسائل سیاسی را بدون آنکه پاسخ های مشخص و قابل قبولی ارائه دهد مطرح ساخته است. مهم ترین این پرسش ها به مسئله شرکت سیاسی نقش یک نهاد برگزیده و پاسخ گویی دولت به مردم مربوط می شود. مثلاً دراین زمینه که