طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٢ - پيدا كردن حال بقاء نفس و كذامى قوت باقيش
ايستاده [١] است. و تباهى [٢] جسم او را زيان ندارد. و [٣] جسم سبب ايستادن وى نيست.
پيدا كردن حال بقاء [٤] نفس و كذامى قوت باقيش [٥]
درست مىشود كه نفس اگر [٦] با بدن موجود آيد- از سببى بيرون بدن و پيش از بدن، آن نفس نبود؛ زيرا كه اگر پيش از تنها نفسها بودندى:
يا بسيار بودندى، يا يكى.
و اگر يكى بودى وانگاه بسيار شدى همان يكى و [٧] پاره پاره شدى، بهرهپذير بودى، و جسم بودى، و گفتيم- كه: اين گوهر بهرهپذير نيست.
و اگر بسيار بودندى [٨]، نوع شان يكى بودى [٩]؛- و باعراض مادّتى- جدا جدا شدندى [١٠]. پس ايشان مادّتى بودندى [١١]. پس نفس [١٢] پيش از بدن
[١] ايستاده ايستاده- م- ك- ل،- بجود ايستاده ايستاده- ق.
[٢] تناهى- د- آ.
[٣] بى: و- آ- ه.
[٤] پيدا كردن بقاى- كب.
[٥] جاى تمام عنوان فصل در «آ» و «ه» سفيد است.
[٦] بى: اگر- ق- ط.
[٧] بى: و- كب.
[٨] بسيار بوند- د.
[٩] بودندى- آ- ه.
[١٠] مادى جداشدنى- آ- ه.
[١١] مادى بودنى- آ- ه.
[١٢] بنفس- د.