طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٨ - پيدا كردن نيستى خلا
بعدى اندر بعدى شود، و هر دو موجود بوند [١]، و دو بوند، و دوئى [٢] ميان چيزهايى [٣]- كه از يك طبع بوند- بسبب چيزى بود [٤]- از چيزهائى كه مر يكى را بود- و ديگر را نبود، و چون گردآمده باشند- و مداخل شده [٥]، مادّت هر دو يكى بود، و حالهائى كه مقارن يكى بود آن ديگر [٦] بود، و حالهاى گذشته [٧] كه اندر وقت ايشان را اثرى نمانده باشد اندر وقت جدائى نيفكند- كه معدوم جدائى نيفكند ميان دو موجود، كه معدوم كارى نكند، و وى را حكمى حاصل نبود.
پس پيدا شد- كه نشايد كه بعدى اندر بعدى آيد [٨]، پس نشايد كه اندر ميان كوزه بعدى بود- كه آب اندر آن بعد شود، و الا بعد آب اندر آن بعد شود [٩]، و اين محال است.
پيدا كردن نيستى خلا [١٠]
اين حجّت [١١] كه گفته آمد [١٢] بپيدا كردن محالى [١٣] بعد اندر بعد شدن
[١] بود- ه.
[٢] و دوى- آ- ط- د- م.
[٣] چيزها- آ- ه- د.
[٤] بود و- آ- ه- د- ن.
[٥] باشد و مداخل شده- ه.- باشند و تداخل شده- د.- باشند و مداخل شده باشند- ط.
[٦] ديگر را- ن.
[٧] گزشته- آ- د.
[٨] بعدى اندر آيد- ن- بعدى در آيد- د.
[٩] بى: و الا بعد آب اندر آن بعد شود- د- ن.
[١٠] بى: پيدا كردن نيستى خلا- ن،- پيدا كردن آنكه اندر خلا جنبش نبود- آ،- پيدا كرد نسبتى خلا- ق.
[١١] حجت است- د.
[١٢] گفتهاند- ن.
[١٣] محال- ط.