طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٠٢ - پيدا كردن حال عقل و صورتهاء معقول
بصواب- و بنافع [١] بود. و اما خوشى خشم [٢] و غلبه از قوت حيوانى بود.
و مر جان مردم را دو روى [٣] است: يكى روى سوى بر برسوست- و [٤] بجايگاه خودست، و يكى روى سوى اين جهانست؛ و قوّت كنائيش بسوى [٥] اين جهانست [٦] و قوت اندر يافتش بسوى [٧] بر برسوست- و بآن جهانست.
و نتوانيم [٨] قوت اندر يافت مردم را پيدا كردن تا اقسام اندر يافتها نگوئيم [٩].
پيدا كردن حال عقل [١٠] و صورتهاء معقول
هر چه ما اندر يابيم آن بود كه ماهيت- و معنى- و صورت آن چيز بخود گيريم، و صورت چيز گرفتن گوناگونست، و مردمى را مثل [١١] كنيم اندرين غرض [١٢]
[١] بنيكى و صواب الخ- م- ك،- به نيكى و بصواب و به نافع- ه- آ،- تبنگى و تصوّرات و تنافع- د،- بنيكى و تصورات نافع- ط.
[٢] اما خوشى- آ- ه،- اما خوشى جسم- م،- اما جوشى خشم- د،- و اما جوش خشم- ط،- و اما خوشى- ل.
[٣] دورى- ك،- دردى- د.
[٤] و نه- د.
[٥] كياپيش سوى- د- كنائيش سوى- ط.
[٦] بى: و قوت كنائيش بسوى اين جهانست- آ- ه.
[٧] اندر يافتن بسوى- د،- اندر يافتنش سوى- آ- ه،- اندر يافتيش سوى- كب.
[٨] جهانيست و نتوانيم- آ- ه،- جهانست و بتوانيم- د.
[٩] بگوئيم- آ- د- ط.
[١٠] عقلى- ل.
[١١] ميل- د.
[١٢] عرض- ق.