طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦٣ - سخن اندر ظاهرترين فعلى كه آسمان راست اندر خشك و تر
كه اندر [١] دود كثيف بياويزد [٢]، پس دود روشن شود- نه گوهر آتش؛ و آنجا كه آتش قويتر بود- دود را لطيفتر كند، تا اندر وى روشنائى نبود.
و اندر آتش چراغ آنجا كه آتش بنيرو تر بود [٣] لون و روشنائى [٤] نبود، و راست چنان بود كه [٥] سوراخى و پندارى كه آتش خود آنجا نيست، و آتش گسسته است از پليته [٦]، و گوئى آنجا خلاست،- يا هواست؛ و بحقيقت آتش قوى آنجاست، و حال آتش بر سو چنين است كه: گوئى وى [٧] صرف خالص است، لا جرم ورا هيچ رنگ و شعاع نيست؛ و هم چنان چون هواست و ليكن هوائيست [٨] سوزان.
سخن اندر ظاهرترين فعلى كه [٩] آسمان راست اندر خشك و تر
روشنائى و قوّتها- كه از آفتاب [١٠]- و ستارگان [١١] ديگر اندرين
[١] بى: اندر- د.
[٢] كثيف بياميزد- د- ط- ن،- كيفيت بياويزد- آ- ه.
[٣] كه آتش بنيرو بود- ك،- كه بنيرو تر بود و- د.
[٤] رشنائى- ق.
[٥] بود چون- ك- د- ط،- بود و چون- ن،- بود كه چون- م.
[٦] پنبه- ن،- بليه- ه.
[٧] براه سوم- چنين است گوئى- ق،- بر سو چنين است گوئى- ل،- بر سو چنين است كه وى گوئى- د- ن- ط،- در سوختن است- آ،- در سوخس است- ه.
[٨] هوا نيست- ن.
[٩] كه اندر- د- ن- ط- آ.
[١٠] از آفتاب آيد- د- آ- ه،- از آفتابند- ن- ط.
[١١] ستارهاء- د- ن- ط.