طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٢٠ - پيدا كردن آن كه اندر خلا جنبش نبود
و جنبش بطبع آنگاه [١] بود- كه جسم آن جايگاه نخواهد، جايگاه [٢] ديگر خواهد، و آرامش بطبع آنگاه بود- كه جسم آن جايگاه [٣] خواهد.
و جنبش بقسر آنگاه بود [٤]- كه جسم از آن سو نخواهد [٥]،- و سوى ديگر خواهد؛ و آرامش بقسر آنگاه بود- كه جسم آن جايگاه نخواهد [٦]، جاى ديگر خواهد [٧]؛ چنان كه كسى بستم سنگ را [٨] برسو بدارد، يا بستم هوا را اندر آب بدارد، و خلا يك گونه بود- و اندر وى [٩] هيچ اختلاف نبود، پس جايگاهى اولاتر از جايگاهى نبود [١٠]، و ايستادن- عالم اندرين حدّ كه ايستاده است، اولاتر نبود از ايستادن وى بحدّى [١١] ديگر، الّا باتّفاق، و كار اتّفاقى- دائم نبود، و آنگاه باتّفاق بود- كه سببى عرضى [١٢] افتد، چنان كه گذشته [١٣] است: و اين سؤال بر ما
[١] آنگاه بطبع- د،- آنكه بطبع- ن.
[٢] بخواهد جايگاهى- ه،- نخواهد جايگاهى- آ- ق- ل.
[٣] جايگاه را- د- ن- م- ك.
[٤] بى: كه جسم آن جايگاه الخ- ه.
[٥] از آن نخواهد- ه،- آن سو نخواهد- د، از آن سو بخواهد- ن.
[٦] بخواهد- ن.
[٧] نخواهد- آ- ه- د.
[٨] بى: را- آ- د- ن.
[٩] بى. ى- ه.
[١٠] اولاتر بود- ن.
[١١] بى: ى- د- ن.
[١٢] عرض- ن.
[١٣] گزشته- د.