طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٧٠ - پيدا كردن پوشنها كه از دود آيد اندر هوا
بوند [١]، و بشب پيدا شوند [٢]، هم چنين هر چه [٣] گرد ماه از ابر پارها [٤] تنك بود ناپيدا بود [٥]، و هر چه اندر حدّ آينه بود، پيدا بود [٦]، پس ميانه چنان نمايد كه گوئى تهى است- يا [٧] تاريكى، و بسيار بود كه ابر از سرد شدن هوا بحاصل [٨] آيد، چنان كه پيشتر گفتيم.
پيدا كردن پوشنها [٩] كه از دود آيد [١٠] اندر هوا
و اما دود [١١] بيشتر آن بود كه از ميان بخار جدا شود و بر شود [١٢].
اگر سرماش بزند، ديگر بار گران شود- بسبب سردى- و هوا را اندر زير فشارد [١٣] و فرود آيد، و سوى كناره ميل كند، و باد شود.
[١] نبوند- ن،- بود- ه.
[٢] شوند و- آ- د- ن- ط.
[٣] هر چه پيش- ن.
[٤] ابرها- د.
[٥] بى: ناپيدا بود- ك.
[٦] بى: پيدا بود- ك،- اندر حد آيند پيدا بود- ن.
[٧] تا- ن.
[٨] حاصل- د- ن- ط.
[٩] پوششها- م- ك- آ- د- ن- ط- ه.
[١٠] ايذا- م.
[١١] خود- ن.
[١٢] و بر شود و- د- ن
[١٣] اندر زير فشار- آ- ه، در زير فشارد- ن- ط- در زير و فشارد- د،- اندر زير بفشارد- ل