طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٣١ - پيدا كردن چندى جسمهاء بسيط
شود- و آن هوا را كه بنزديك [١] وى است گرم گرداند، اينجا سخت سرد [٢] بودى؛ و ليكن آن هوا كه بهمسايگى زمين است از زمين گرم شود، تا حدّى ببالا [٣]، و زبر وى سرد بود هم [٤] از بخار- تا حدّى، آنگاه هوا گرم بود، نه بگرمى آتش.
و سيوم: [٥] سرد و تر- و [٦] هيچ چيز سرد و ترتر از آب نيست،- [٧] يا چيزى كه آب اندر وى غالب است از جهت آب را [٨] يا سرد و خشك- و هيچ چيز سرد- و خشكتر از زمين نيست،- [٩] يا چيزى كه زمينى بود [١٠]، كه زمين بخود گرم نبود، و چون بخود بهلى [١١] سرد بود [١٢]؛ و اگر سرد نيستى كثيف و گران نيستى. پس جسمهاء [١٣] بسيط چهاراند. زمين و آب و هوا و آتش.- و تركيب جسمهاء [١٤] ديگر از ايشان بود.
[١] هوا كه بنزديك- آ- ه،- هوا را كه نزديك- د- ن- كب.
[٢] سردى- ق- خ م- ل.
[٣] حد بالا- ه.
[٤] همه- ط- د- ن.
[٥] سوم- آ.
[٦] بى: و- ط.
[٧] و تيز از آب نيست- آ- د،- و ترتر از آب نبود- كب.
[٨] بى: را- د.
[٩] بى: نيست- د.
[١٠] بى: بود- ن.
[١١] بى: بهلى- آ- ه.
[١٢] شود- ه.
[١٣] جسمهاى- د- ن.
[١٤] جسمهاى- د- ن.