طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٣ - آغاز سخن اندر حديث جاى
يا گرد بود: كه اندر نهاد بود، كه از [١] نهادى بنهادى شود، و آن نفسانى است.
يار است بود- كه اندر جاى بود- كه از جائى بجائى شود.
و راست دو گونه بود [٢]: يا برسو كه [٣] از سبكى بود، يا فروسو كه [٤] از گرانى بود؛ و هر دو يا [٥] بغايت بود- يا دون غايت؛ و بر شدن غايت مر آتش راست، و دون غايت هوار است، و فرو شدن غايت زمين راست [٦]، و دون غايت آب راست.
و هر چند خالصتر بود- جنبش وى تيزتر بود، و راستتر [٧] بود؛ و چون با مخالف خويش آميخته بود- ناراستتر جنبد و گرانتر [٨].
آغاز سخن اندر حديث [٩] جاى
مكان: جاى بود، و مر او را چند خاصيّت هست- باتفاق [١٠] همه؛ يكى: كه جنبنده از وى بشود بسوى [١١] جاى ديگر، كه آرميده [١٢]
[١] نهاد خود الخ- آ- ه،- اندر نهاد بود كه اندر- ل.
[٢] بود و- ن.
[٣] بر شور بود كه- ه،- بر سو بود و- آ- د- ط- ن.
[٤] فرو شود كه- ه،- فرو سو بود و- آ- د- ط- ن- كب.
[٥] بى: يا- ط- د- ن.
[٦] بى: را- ن.
[٧] بى: تر- كب،- بود و جنبش تيزتر و راست- ن.
[٨] و گرانتر جنبد- ك- كب- د- ط،- گرانتر جنبد گرانتر- ن.
[٩] بى: حديث- د- ن- ط.
[١٠] با اتّفاق- ق.
[١١] شود سوى- د،- بشود سوى- ن،- شود بسوى- كب.
[١٢] و آرميده- ط،- كه اراميده- ن- م.