طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٤٠ - پيدا كردن محالى قول پيشين كه ياد كرده آمد
خويش تمام كند [١]، و چون بشتاب [٢] بود نتواند كردن.
و اگر گويند- كه: سبب آنست كه چون بشتاب اندر هوا شود- آتش هوا را زود اندر خويشتن بچند، و پيش [٣] از آن كه بيشين [٤] آتش از وى جدا شود- ديگر بشتاب اندر خويشتن چيده [٥] بود، پس اندر وى آتش بسيار گرد آيد.
اين قول باطل شود. بدان كه اندر شدن آتش اندر سرب و ارزيز [٦] آسانتر بود [٧] از بيرون گريختن از وى،- كه گريختن آتش از جاى غريب آسانتر بود- از اندر شدن آتش بجاى غريب، و الا سربسر بود، كه چاره نيست كه اندر راههاى [٨] گشاده شود، و اندر آن راهها بيرون جستن: يا آسانتر [٩] بود از اندرون شدن، يا سر بسر؛ و اگر جنبش از بيرون شدن باز دارد- از اندرون شدن نيز باز دارد، پس بايد كه تفاوت بسيار نبود ميان آتش بخود پذيرفتن، و ميان آتش از خود بيرون هشتن، پس اين بهانه فايده نكند.
[١] خويش را تمام بكند- م- ك- ط- ن،- خويش را تمام نكند- د.
[٢] شتاب- ه.
[٣] جند و بيش- ق- آ،- جنيد و بيش- ل،- بجنبد و پيش- د،- چيده و سپس- ه.
[٤] پيشتر- ط- د- ن- كب.
[٥] چنده- م،- جينده- ك،- جنبده- د- ط،- جنپده- ن- كب.
[٦] و ارزير- ق- د،- و وارزيز- ن.
[٧] نبود- ق- آ- ل.
[٨] راههاء- ط- ه- ن.
[٩] بى: يا- د،- تا آسانتر- م- ن،- بآسانتر- آ.