طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٦ - پيدا كردن آن كه بعد جايگاه نيست
مقدارى هست [١]، جز مقدار آن جسم كه اندر وى بود، چنان كه آب يا سر كه [٢]، تا آنگاه [٣] اين سخن گفته آيد: كه آن مقدار جاى هست يا نه.
و امّا ما [٤] بحكم مشاهدت اندر ميان كوزه هيچ بعد- و مقدار همى نمىبينيم [٥] الا آنكه اندر تن آب- يا اندر تن [٦] سر كه بود.
و آنچه گويند: كه اگر بوهم اندر كوزه هيچ جسم اندر نكنيم- دانيم كه ميان وى اندر، دورى بود باندازه، اين نه [٧] حجت بود، زيرا كه نه [٨] هر چه توهم كنى بشايد بودن [٩]، زيرا كه اگر كسى گويد:
كه اگر توهم كنى كه پنج بدو نيمه شود [١٠]، بىشكستگى- وى جفت بود [١١] اين راست است، و ليكن بشرط، و امّا بحقيقت- و بىشرط هرگز پنج [١٢] جفت نبود:
و اما بيان كردن آن كه [١٣] اين چنين بعد نشايد- كه بود، آنست [١٤]: كه-
[١] نيست- ن.
[٢] آب كه تا سر كه- ن،- آب ياسر كه كه- ه.
[٣] آنگاه كه- ن.
[٤] بى: ما- د- ن.
[٥] بى: همى- د- ن،- همى نبينم- آ- ط- ق،- بعدى و مقدارى همى نمىبينيم- كب.
[٦] اندر تراب تا اندر تن- آ،- اندرين آب يا اندرين- د- ن،- اندر تن آب يا اندر- ل.
[٧] يا اندازه اين نه- م- ل- د- يا اندازه اين- ن.
[٨] كه تو- ل- كب.
[٩] نشايد بودن- ن- ل- كب،- بى: زيرا كه نه هر چه تو هم كنى بشايد بودن- ق
[١٠] بى: كه- ط،- هيچ بدو نيم شود- د- ن.
[١١] و جفت بود و- ن.
[١٢] بى: پنج- ن.
[١٣] بى: كه- ه،- بى: آن- د- ن.
[١٤] بود دانست- آ.