طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٠ - زيادت برهان اندر حديث بيزارى فعل عقل از آلت
و ليكن اندر تن ما [١] هيچ چيز نيست- كه عقل او را اندر نتواند يافت، [٢] و چون اندر يابدش شك نيست- كه صورتش- و معنيش را بپذيرد: [٣] آنگاه از دو بيرون نبود:
يا آن صورت- و معنيش ذات صورت آلت بود [٤]،- كه چون نفس اندر ان آلت بود آن صورت [٥] پيوند دارد [٦] هم بآلت- و هم بنفس، پس نفس او را اندر يابد. پس بايد [٧] كه هميشه تا [٨] نفس اندر آن آلت بود اندر يابد.
يا صورتى ديگر بود بشمار [٩] كه نفس او را بپذيرد:- اگر [١٠] صورتى ديگر بود، و نفس او را تنها بپذيرد- و بىآن [١١] آلت، پس نفس بخودى خويش صورت پذيرد.- و اگر بانبازى آن آلت پذيرد- تا [١٢] آن صورت هم با وى بود، و هم با آلت، [١٣] چون آن صورت- و آن [١٤] صورت اصلى [١٥] كه آلت
[١] بى: ما- ه.
[٢] او را نتواند يافتن- د.
[٣] نپذيرد- آ.
[٤] : بى: بود- ك.
[٥] از ما بعد معنيش تا آن صورت در دو نسخه «آ» و «ه» نيست.
[٦] و ازو د،- دارند- ه،- پيوند را و- ط.
[٧] بى: پس بايد- ه،- يابد- ك.
[٨] با- آ- ه- ط.
[٩] بيشمار- آ- ه.
[١٠] و اگر- د.
[١١] نپذيرد و بىآن- د- ل،- بپذيرد ولى آن- آ،- بپذيرد و دلى آن- ه.
[١٢] يا- م- ك- آ- ه- ط.
[١٣] بآلت- ق.
[١٤] بى: آن- م- ك.
[١٥] اصلى است- آ- ه- ط،- اصلى بود- ل.