طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٤٩ - پيدا كردن حال گشتن چهار عناصر يك بديگر
سخت گرم شود.
و تابستان [١] بدان گرم بود كه- چون جسم روشن ببرابرى [٢] روشنائى همىكند،- هر چند برابرتر- روشنائى قويتر [٣] و برابر آنجا بود كه عمود افتد، پس آن ميانگاه روشنتر پذيرا بود روشنائى را؛ و هر چند از آنجا دورتر بود ضعيفتر بود، و چون آفتاب بتابستان سوى شمال آيد عمود نزديكتر [٤] آيد. پس زمين روشنتر شود،- پس آن گرما كه از روشنى بود قويتر بود [٥]. و بزمستان ما بكناره افتيم از عمود و ازين قبل [٦] را- زمستان تاريكتر بود.
پيدا كردن حال گشتن چهار عناصر يك بديگر [٧]
مردمانى [٨] گفتند كه اين چهار اجسام بسيط كه ايشان را عناصر خوانند تباه نشوند [٩] و يك بديگر نشوند.
و مردمان دانش چنين گويند [١٠] كه: اين چهار يك بديگر شوند،
[١] تابستانى- ط- د- ن.
[٢] برابرى- ق- ن،- ببرابر- ل.
[٣] بى: تر- د.
[٤] بى: تر- ق- آ- ه- ل.
[٥] بى: بود- آ- ط- د- ن.
[٦] قبيل- آ.
[٧] بى: چهار- ط- د- ن،- چهار عنصر الخ- م- ك،- چهار عناصر بيكديگر- ل.
[٨] مردمان- ن،- مردمان كه- ه.
[٩] تباه شوند- ط- د،- تباه شودند- ن.
[١٠] دانش گفتند- ط- د- ن.