توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٦٠ - مستحبات خريد و فروش
احكام خريد و فروش
(مسألة ٢٠٥٩ ) - شخص كاسب سزاوار است احكام خريد و
فروش در موارد محل ابتلاء را ياد بگيرد چنانچه از حضرت صادق(ع) روايت شده
است: كسى كه مىخواهد خريد و فروش كند، بايد احكام آن را ياد بگيرد و اگر
پيش از ياد گرفتن احكام آن، خريد و فروش كند، به واسطة معاملههاى باطل و
شبههناك به هلاكت مىافتد.
(مسألة ٢٠٦١ ) - اگر انسان براى ندانستن مسأله نداند معاملهاى كه كرده صحيح است يا باطل، نمىتواند در مالى كه گرفته تصرف نمايد.
(مسألة ٢٠٦٢ ) - كسى كه مال ندارد و مخارجى بر او
واجب است مثل خرج زن و بچه، بايد كسب كند، و براى كارهاى مستحب مانند وسعت
دادن به عيالات و دستگيرى از فقرا، كسب كردن مستحب است.
مستحبات خريد و فروش
چهار چيز در خريد و فروش مستحب است. «اول» آنكه در قيمت جنس بين مشترىهاى مسلمان فرق نگذارد. «دوم» آنكه در قيمت جنس سختگيرى نكند. «سوم» آنكه چيزى را كه مىفروشد زيادتر بدهد و آنچه را كه مىخرد كمتر بگيرد. «چهارم» آنكه كسى كه با او معامله كرده، اگر پشيمان شود و از او تقاضا كند كه معامله را بهم بزند، براى بهم زدن معامله حاضر شود.
معاملات مكروه
(مسألة ٢٠٦٢ ) - عمد معاملات مكروه از اين قرار است: «اول» ملك فروشى مگر ملك ديگرى با پول آن بخرد. «دوم» قصابى. «سوم» كفنفروشى. «چهارم» معامله با مردمان پست. «پنجم» معامله بين اذان صبح و اول آفتاب. «ششم» : آن كه كار خود را خريد و فروش گندم و جو و مانند اينها قرار دهد. «هفتم» آن كه براى خريدن جنسى كه ديگرى مىخواهد بخرد داخل معامل او شود.
معاملات حرام
(مسألة ٢٠٦٣ ) - معاملات حرام شش است: « اول »:
خريد و فروش عين نجس، مثل مشروبات مسكر، سگ شكارى، مردار، خوك، و در غير
اينها درصورتى كه بشود از آن استفادة حلال نمود مثلاً غائط را كود نمايند
خريد و فروش جائز است اگرچه احتياط در ترك است. « دوم »: خريد و فروش مال غصبى، « سوم »: بنابر احتياط خريد و فروش چيزى كه نزد مردم مال نيست مثل حيوانات درنده. « چهارم »: معاملة چيزى كه منافع معمولى آن فقط كار حرام باشد، مانند اسباب قمار. « پنجم »: معاملهاى كه در آن ربا باشد. « ششم »:
فروش جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است، در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و
فروشنده هم به خريدار نگويد، مثل فروختن روغنى كه آن را با پيه مخلوط كرده
است و اين عمل را غش مىگويند. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم)
فرمودند: از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان غش كند يا به آنان ضرر
بزند يا تقلب و حيله نمايد، و هر كه با برادر مسلمان خود غش كند، خداوند
بركت روزى او را مىبرد و راه معاش او را مىبندد و او را به خودش واگذار
مىكند.