توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٥٨ - احكام حج
(مسألة ٢٠٤٨ )
- اگر خرجى رفتن و برگشتن و خرجى عيالات كسى را در مدتى كه مكه مىرود و
برمىگردد، به او ببخشند و با او شرط كنند كه حج كند، و او قبول نمايد حج
بر او واجب مىشود، اگرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالى كه
بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد.
(مسألة ٢٠٤٩ ) - اگر مخارج رفتن و برگشتن و
مخارج عيالات كسى را در مدتى كه مكه مىرود و برمىگردد به او بدهند و
بگويند حج برو، ولى ملك او نكنند، حج بر او واجب مىشود.
(مسألة ٢٠٥٠ ) - اگر مقدارى مال كه براى حج كافى
است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه به كسى كه مال را داده
خدمت بنمايد، حج بر او واجب نمىشود.
(مسألة ٢٠٥١ ) - اگر مقدارى مال به كسى بدهند و
حج بر او واجب شود، چنانچه حج نمايد، هر چند بعداً مالى از خود پيدا كند،
ديگر حج بر او واجب نيست.
(مسألة ٢٠٥٢ ) - اگر براى تجارت مثلاً تا جده
برود و مالى بهدست آورد كه اگر بخواهد ازآنجا به مكه رود مستطيع باشد،
بايد حج كند و در صورتى كه حج نمايد اگرچه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند
از وطن خود به مكه رود ديگر حج بر او واجب نيست.
(مسألة ٢٠٥٣ ) - اگر انسان اجير شود كه مباشرتاً
از طرف كسى ديگر حج كند، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگرى را از
طرف خودش بفرستد بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.
(مسألة ٢٠٥٤ ) - اگر كسى مستطيع شود و مكه نرود و
فقير شود، بايد اگرچه به زحمت باشد بعداً حج كند، و اگر به هيچ قسم نتواند
حج برود، چنانچه كسى او را براى حج اجير كند، بايد به مكه رود و حج كسى
را كه براى او اجير شده بهجا آورد و تا سال بعد در مكه بماند و براى خود
حج نمايد، ولى اگر ممكن باشد كه اجير شود و اجرت را نقد بگيرد و كسى كه او
را اجير كرده، راضى شود كه حج او در سال بعد بهجا آورده شود، بايد سال اول
براى خود و سال بعد براى كسى كه اجير شده حج نمايد.