توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٥٥ - مصرف زكات فطره
(مسألة ٢٠١٩ ) - انسان اگرچه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد بايد فطرة آنان را از مال حلال بدهد.
(مسألة ٢٠٢٠ ) - اگر انسان كسى را اجير نمايد و
شرط كند كه مخارج او را بدهد بايد فطره او را هم بدهد، ولى چنانچه شرط كند
كه مقدار مخارج او را بدهد مثلاً پولى براى مخارجش بدهد، واجب نيست فطره
او را بدهد.
(مسألة ٢٠٢١ ) - اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر
بميرد، بايد فطرة او و عيالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پيش از غروب
بميرد، واجب نيست فطرة او و عيالاتش را از مال او بدهند.
مصرف زكات فطره
(مسألة ٢٠٢٢ ) - اگر زكات فطره را به يكى از هشت
مصرفى كه سابقاً براى زكات مال گفته شد برسانند كافى است، ولى احتياط مستحب
آن است كه فقط به فقراى شيعه بدهند.
(مسألة ٢٠٢٣ ) - اگر طفل شيعهاى فقير باشد، انسان مىتواند فطره را به مصرف او برساند يا به واسطة دادن به ولى او، ملك طفل نمايد.
(مسألة ٢٠٢٤ ) - فقيرى كه فطره به او مىدهند
لازم نيست عادل باشد، ولى دادن به شرابخور جايز نيست و احتياط واجب آن است
كه به بىنماز و كسى كه آشكارا معصيت مىكند فطره ندهند.
(مسألة ٢٠٢٥ ) - به كسى كه فطره را در معصيت مصرف مىكند، نبايد فطره بدهند.
(مسألة ٢٠٢٦ ) - احتياط واجب آن است كه به يك فقير كمتر از يك صاع كه تقريباً سه كيلو است فطره ندهند، ولى اگر بيشتر بدهند اشكال ندارد.
(مسألة ٢٠٢٧ ) - اگر از جنسى كه قيمتش دو برابر
قيمت معمولى آن است مثلاً از گندمى كه قيمت گندم معمولى است، نصف صاع كه
معناى آن در مسأل پيش گفته شد بدهد كافى نيست، بلكه اگر آن را به قصد قيمت
فطره هم بدهد كافى نيست.
(مسألة ٢٠٢٨ ) - انسان نمىتواند نصف صاع را از
يك جنس مثلاً گندم و نصف ديگر آن را از جنس ديگر مثلاً جو بدهد، اگر آن را
به قصد قيمت فطره هم بدهد كافى نيست.
(مسألة ٢٠٢٩ ) - مستحب است در دادن زكات فطره
خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد و بعد همسايگان فقير را و بعد اهل
علم فقير را، ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند مستحب است آنها را
مقدم بدارد.
(مسألة ٢٠٣٠ ) - اگر انسان به خيال اين كه كسى
فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده، چنانچه مالى را كه به
او داده از بين نرفته باشد، بايد پس بگيرد و به مستحق بدهد، و اگر نتواند
بگيرد، بايد از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بين رفته باشد، در صورتى
كه گيرند فطره مىدانسته يا احتمال مىداده آنچه را كه گرفته فطره است بايد
عوض آن را بدهد و اگر نمىدانسته، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد
دوباره فطره بدهد.