توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٣٠ - مطهرات
٩برطرف شدن عين نجاست
مسأله٢٢٢) - اگر بدن حيوان به عين نجس مثل خون،
يا متنجس مثل آب نجس آلوده شود، چنانچه آنها برطرف شود، بدن آن حيوان پاك
مىشود و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى. مثلاً اگر خونى
از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توى دهان لازم
نيست ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود، بايد آن را آب بكشند. )
مسأله٢٢٣) - اگر غذا لاى دندان مانده
باشد و داخل دهان خون بيايد چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده، آن
غذا پاك است، و اگر خون به آن برسد نجس مىشود. (مسأله٢٢٤) -
مقدارى از لبها و پلك چشم كه موقع بستن روى هم مىآيد، و نيز جايى را كه
انسان نمىداند از ظاهر بدن است يا از باطن آن، اگر نجس شود بايد آب بكشد.
(مسأله٢٢٥) - اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و
مانند اينها بنشيند چنانچه طورى آنها را تكان دهند كه گرد و خاك نجس از
آن بريزد، و چيزى با رطوبت با آنها ملاقات كند نجس نمىشود.
١٠-استبراء حيوان نجاستخوار
(مسأله٢٢٦) - بول و غائط حيوانى كه به خوردن
نجاست انسان عادت كرده، نجس است. و اگر بخواهند پاك شود، بايد آن را
استبراء كنند، يعنى تا مدتى نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند كه
بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آن نگويند، و بنابر احتياط واجب بايد
شتر نجاستخوار را چهل روز، و گاو را بيست روز، و گوسفند را ده روز، و
مرغابى را هفت يا پنج روز، و مرغ خانگى را سه روز، از خوردن نجاست جلوگيرى
كنند. و اگر بعد از اين مدت باز هم نجاست خوار به آنها گفته شود، بايد تا
مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاست خوار به آنها نگويند آنها را از خوردن
نجاست جلوگيرى نمايند.
١١غايب شدن مسلمان
(مسأله ٢٢٧) - اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او است، نجس شود، و آن مسلمان غائب گردد، با شش شرط پاك است:
(اول) - آنكه آن مسلمان چيزى را كه بدن يا لباسش
را نجس كرده نجس بداند. پس اگر مثلاً لباسش با رطوبت به بدن كافر ملاقات
كرده و آن را نجس نداند بعد از غائب شدن او نمىشود آن لباس را پاك دانست:
(دوم) - آنكه بداند بدن يا لباسش به چيز نجس رسيده است.
(سوم) - آنكه انسان ببيند آن چيز را در كارى كه شرط آن پاكى است استعمال مىكند، مثلاً ببيند با آن لباس نماز مىخواند.