توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٣١٨ - احكام رجوع كردن
اين معنى تا وقتى زن در عده است شوهرش مىتواند به او رجوع نمايد.
(مسألة ٢٥٣٢ ) - كسى كه زنش را طلاق رجعى داده،
حرام است او را از خانهاى كه موقع طلاق در آن خانه بوده بيرون كند، ولى در
بعضى از مواقع كه از جملة آنها فحاشى يا رفت و آمد نمودن با اجانب است،
بيرون كردن او اشكال ندارد، و نيز حرام است زن براى كارهاى غير لازم از آن
خانه بيرون رود.
احكام رجوع كردن
(مسألة ٢٥٣٣ ) - در طلاق رجعى مرد به دو قسم مىتواند به زن خود رجوع كند: « اول »: حرفى معنايش اين باشد كه او را دوباره زن خود قرار داده است. « دوم »: كارى كند و به آن كار قصد رجوع كند و ظاهر اين است كه به نزديكى كردن رجوع محقق مىشود اگرچه قصد رجوع نداشته باشد.
(مسألة ٢٥٣٤ ) - براى رجوع كردن لازم نيست مرد
شاهد بگيرد، يا به زن خبر دهد، بلكه اگر بدون اين كه كسى بفهمد خودش رجوع
كند، رجوعش صحيح است. ولى اگر بعد از تمامى عدّه مرد بگويد كه در عدّه رجوع
نمودهام، لازم است اثبات نمايد.
(مسألة ٢٥٣٥ ) - مردى كه زن خود را طلاق رجعى
داده اگر مالى از او بگيرد و با او صلح كند كه ديگر به او رجوع نكند اين
مصالحه اگرچه صحيح است و لازم است كه رجوع ننمايد ولى حق رجوع او از بين
نمىرود و درصورتى كه رجوع كند طلاقى كه داده موجب جدائى نمىشود.
(مسألة ٢٥٣٦ ) - اگر زنى را دوبار طلاق دهد و به
او رجوع كند، يا دو بار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش كند، يا بعد
از يك طلاق رجوع و بعد از طلاق ديگر عقد كند بعد از طلاق سوم، آن زن بر او
حرام است، ولى اگر بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند، با پنج شرط به شوهر
اوّل حلال مىشود، يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد:
« اول »: آن كه عقد شوهر دوم هميشگى باشد و اگر
مثلاً يك ماهه يا يك ساله او را صيغه كند، بعد از آن كه از او جدا شد، شوهر
اوّل نمىتواند او را عقد كند.
« دوم »: شوهر دوم با او نزديكى و دخول كند، و احتياط واجب آن است كه نزديكى از جلوى زن باشد.
« سوم »: شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد.
« چهارم »: عدّه طلاق يا عد وفات شوهر دوّم تمام شود.
« پنجم »: بنابر احتياط واجب شوهر دوّم بالغ باشد.
طلاق خلع
(مسألة ٢٥٣٧ ) - طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست و مهر يا مال ديگر خود را به او مىبخشد كه طلاقش دهد طلاق خلع گويند.