توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٣١ - مطهرات
(چهارم) -
آنكه احتمال برود كه آن مسلمان بداند شرط كارى را كه با آن چيز انجام
مىدهد پاكى است، پس اگر مثلاً نداند كه بايد لباس نمازگزار پاك باشد، و با
لباسى كه نجس شده نماز بخواند، نمىشود آن لباس را پاك دانست.
(پنجم) - آنكه انسان احتمال دهد آن مسلمان چيزى
را كه نجس شده آب كشيده است، پس اگر يقين داشته باشد كه آب نكشيده، نبايد
آن چيز را پاك بداند. و نيز اگر نجس و پاك در نظر آن مسلمان فرق نداشته
باشد، پاك دانستن آن چيز محل اشكال است.
(ششم) - آنكه آن مسلمان بالغ، يا مميز طهارت و نجاست باشد.
)
مسأله٢٢٨) - اگر انسان يقين كند كه چيزى
كه نجس بوده پاك شده است، يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند، آن چيز پاك
است، و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار او است بگويد آن چيز پاك
شده، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگرچه معلوم نباشد درست آب
كشيده يا نه. و بعيد نيست كه خبر دادن يك نفر عادل يا شخص موثق به پاكى آن
نيز كفايت كند. )
مسأله ٢٢٩) - كسى كه وكيل شده است، لباس انسان را آب بكشد اگر بگويد آب كشيدم و انسان به گفتة او اطمينان پيدا كند آن لباس پاك است. (مسأله ٢٣٠) - اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند مىتواند به گمان اكتفا نمايد.
١٢-رفتن خون متعارف
(مسأله ٢٣١) - خونى كه در جوف ذبيحه بعد از كشتن
آن به طريق شرعى باقى مىماند، چنانچه خون به مقدار متعارف خارج شده باشد
پاك است، چنانكه در مسألة ( ٩٨ ) گذشت.
(مسأله ٢٣٢) - حكم سابق مختص به حيوان حلالگوشت
است، و در حيوان حرامگوشت جارى نيست، بلكه بنابر احتياط استحبابى در اجزاء
محرمه از حيوان حلالگوشت نيز جارى نيست.