توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٨٨ - احكام وكالت
احكام وكالت
وكالت آن است كه انسان كارى را كه مىتواند در آن دخالت كند به ديگرى
واگذار نمايد تا از طرف او انجام دهد، مثلاً كسى را وكيل كند كه خان او را
بفروشد يا زنى را براى او عقد نمايد پس آدم سفيه چون حق ندارد در مال خود
تصرف كند، نمىتواند براى فروش مال آن، كسى را وكيل نمايد.
(مسألة ٢٢٦٥ ) - در وكالت لازم نيست صيغه بخوانند
و اگر انسان به ديگرى بفهماند كه او را وكيل كرده و او هم بفهماند قبول
نموده، مثلاً مال خود را به كسى بدهد كه براى او بفروشد و او مال را بگيرد
وكالت صحيح است.
(مسألة ٢٢٦٦ ) - اگر انسان كسى را كه در شهر ديگر
است وكيل نمايد و براى او وكالتنامه بفرستد و او قبول كند اگرچه وكالتنامه
بعد از مدتى برسد وكالت صحيح است.
(مسألة ٢٢٦٧ ) - موكل يعنى كسى كه ديگرى را وكيل
مىكند، و نيز كسى كه وكيل مىشود بايد عاقل باشد و از روى قصد و اختيار
اقدام كند و در موكل بلوغ نيز معتبر است.
(مسألة ٢٢٦٨ ) - كارى را كه انسان نمىتواند
انجام دهد، يا شرعاً نبايد انجام دهد نمىتواند براى انجام آن از طرف ديگرى
وكيل شود، مثلاً كسى كه در احرام حج است چون نبايد، صيغ عقد زناشويى را
بخواند، نمىتواند براى خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود.
(مسألة ٢٢٦٩ ) - اگر انسان كسى را براى انجام
تمام كارهاى خودش وكيل كند صحيح است ولى اگر براى يكى از كارهاى خود وكيل
نمايد و آن كار را معين نكند وكالت صحيح نيست.
(مسألة ٢٢٧٠ ) - اگر وكيل را عزل كند يعنى از كار
بركنار نمايد بعد از آن كه خبر به او رسيد نمىتواند آن كار را انجام دهد.
ولى اگر پيش از رسيدن خبر آن كار را انجام داده باشد صحيح است.
(مسألة ٢٢٧١ ) - وكيل مىتواند از وكالت كناره بگيرد اگرچه موكل غايب باشد.
(مسألة ٢٢٧٢ ) - وكيل نمىتواند براى انجام كارى
كه به او واگذار شده ديگرى را وكيل نمايد ولى اگر موكل به او اجازه داده
باشد كه وكيل بگيرد به هر طورى كه به او دستور داده، مىتواند رفتار نمايد،
پس اگر گفته باشد براى من وكيل بگير بايد از طرف او وكيل بگيرد و
نمىتواند كسى را از طرف خودش وكيل كند.
(مسألة ٢٢٧٣ ) - اگر وكيل با اجاز موكل كسى را از
طرف او وكيل كند نمىتواند آن وكيل را عزل نمايد و اگر وكيل اول بميرد يا
موكل، او را عزل كند وكالت دومى باطل نمىشود.
(مسألة ٢٢٧٤ ) - اگر وكيل با اجازه موكل، كسى را
از طرف خودش وكيل كند موكل و وكيل اول مىتوانند آن وكيل را عزل كنند و اگر
وكيل اول بميرد يا عزل شود وكالت دومى باطل مىشود.
(مسألة ٢٢٧٥ ) - اگر چند نفر را براى انجام كارى
وكيل كند و به آنها اجازه دهد كه هر كدام به تنهايى در آن كار اقدام كنند،
هر يك از آنان مىتواند آن كار را انجام دهد و چنانچه يكى از آنان بميرد
وكالت ديگران باطل نمىشود، ولى اگر نگفته باشد كه با هم يا به تنهايى
انجام دهند يا گفته باشد كه با هم انجام دهند، نمىتوانند به تنهايى اقدام
كنند و در صورتى كه يكى از آنان بميرد وكالت ديگران باطل مىشود.
(مسألة ٢٢٧٦ ) - اگر وكيل يا موكل بميرد وكالت
باطل مىشود و نيز اگر چيزى براى تصرف در آن وكيل شده است از بين برود
مثلاً گوسفندى كه براى فروش آن وكيل شده بميرد، وكالت باطل مىشود و اگر
يكى از آنها ديوانه يا بيهوش شود در زمان ديوانگى يا بيهوشى وكالت اثرى
ندارد امّا بطلان وكالت به نحوى كه بعد از برطرف شدن ديوانگى و بيهوشى نيز
نتواند عمل را انجام دهد محل اشكال است.
(مسألة ٢٢٧٧ ) - اگر انسان كسى را براى كارى وكيل كند و چيزى براى او قرار بگذارد بعد از انجام آن كار، چيزى را كه قرار گذاشته بايد به او بدهد.
(مسألة ٢٢٧٨ ) - اگر وكيل در نگهدارى مالى كه در
اختيار او است كوتاهى نكند و غير از تصرفى كه به او اجازه دادهاند تصرف
ديگرى در آن ننمايد و اتفاقاً آن مال از بينبرود نبايد عوض آن را بدهد.
(مسألة ٢٢٧٩ ) - اگر وكيل در نگهدارى مالى كه در
اختيار او است كوتاهى كند، يا غير از تصرفى كه به او اجازه دادهاند تصرف
ديگرى در آن بنمايد و آن مال از بين برود ضامن است. پس اگر لباسى را كه
گفتهاند بفروش، بپوشد و آن لباس تلف شود بايد عوض آن را بدهد.
(مسألة ٢٢٨٠ ) - اگر وكيل غير از تصرفى كه به او
اجازه دادهاند تصرف ديگرى در مال بكند مثلاً لباسى را كه گفتهاند بفروش،
بپوشد و بعداً تصرفى را كه به او اجازه دادهاند بنمايد، آن تصرف صحيح است.