توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٩٣ - احكام رهن
(مسألة ٢٣٢٢ )
- اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند و شخص به قرضدهنده بگويد كه من ضامن
قرض هستم بعيد نيست درصورتى كه قرضگيرنده اداء نكند طلبكار بتواند از ضامن
مطالبه كند.
(مسألة ٢٣٢٣ ) - در صورتى انسان مىتواند ضامن
شود كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه در واقع و نفسالامر معيّن باشد. پس
اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از
شماها را بدهم، چون معيّن نكرده كه طلب كدام را مىدهد، ضامن شدن او باطل
است. و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و شخصى بگويد من ضامن هستم كه
بدهى يكى از آن دو نفر را به تو بدهم، چون معين نكرده كه بدهى كدام را
مىدهد، ضامن شدن او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلاً ده من
گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و شخصى بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو
هستم و معين نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول، صحيح نيست.
(مسألة ٢٣٢٤ ) - اگر طلبكار طلب خود را به ضامن
ببخشد، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد،
نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد.
(مسألة ٢٣٢٥ ) - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد.
(مسألة ٢٣٢٦ ) - ضامن و طلبكار- بنابر احتياط- نمىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند.
(مسألة ٢٣٢٧ ) - هرگاه انسان در موقع ضامن شدن،
بتواند طلب طلبكار را بدهد اگرچه بعد فقير شود طلبكار نمىتواند ضامن بودن
او را به هم بزند و طلب خود را از بدهكار اول مطالبه نمايد و همچنين است
اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او
راضى شود.
(مسألة ٢٣٢٨ ) - اگر انسان در موقعى كه ضامن
مىشود نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار چگونگى را نمىدانسته و بخواهد
ضامن بودن او را به هم بزند اشكال دارد. علىالخصوص درصورتى كه ضامن پيش از
طلبكار ملتفت شود قدرت پيدا كرده باشد.
(مسألة ٢٣٢٩ ) - اگر كسى بدون اجاز بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد نمىتواند چيزى از او بگيرد.
(مسألة ٢٣٣٠ ) - اگر كسى با اجاز بدهكار ضامن شود
كه بدهى او را بدهد، مىتواند مقدارى را كه ضامن شده پس از دادن از او
مطالبه نمايد. ولى اگر بهجاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او
بدهد نمىتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد، مثلاً اگر ده من گندم
بدهكار باشد و ضامن ده من برنج بدهد، نمىتواند برنج را از او مطالبه
نمايد، اما اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.