توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٧٧ - احكام اجاره
احكام اجاره
(مسألة ٢١٨١ ) - اجارهدهنده و كسى كه چيزى را
اجاره مىكند بايد مكلف و عاقل باشند و به اختيار خودشان اجاره را انجام
دهند، و نيز بايد در مال خود حق تصرف داشته باشند، پس سفيه چون حق ندارد در
مال خود تصرف نمايد اگر چيزى را اجاره كند يا اجاره دهد صحيح نيست.
(مسألة ٢١٨٢ ) - انسان مىتواند از طرف ديگرى وكيل شود و مال او را اجاره دهد يا مالى را براى او اجاره كند.
(مسألة ٢١٨٣ ) - اگر ولىً يا قيًم بچه مال او را
اجاره دهند، يا خود او را اجير ديگرى نمايند اشكال ندارد، و اگر مدتى از
زمان بالغ شدن او را جزء مدت اجاره قرار دهند، بعد از آن كه بچه بالغ شد
مىتواند بقية اجاره را به هم بزند، ولى هرگاه طورى بوده كه اگر مقدارى از
زمان بالغ بودن بچه را جزء مدت اجاره نمىكرد برخلاف مصلحت بچه بود،
نمىتواند اجاره مال خود را به هم بزند ولى نفوذ اجارة خود بچه بعد از
بلوغش محل اشكال است.
(مسألة ٢١٨٤ ) - بچه صغيرى را كه ولىً ندارد بدون
اجازه مجتهد نمىشود اجير كرد، و كسى كه به مجتهد دسترسى ندارد مىتواند
از چند نفر مؤمن كه عادل باشند، اجازه بگيرد واو را اجير نمايد.
(مسألة ٢١٨٥ ) - اجارهدهنده و مستأجر لازم نيست
صيغه عربى بخوانند، بلكه اگر مالك به كسى بگويد ملك خود را به تو اجاره
دادم و او بگويد قبول كردم، اجاره صحيح است، و نيز اگر حرفى نزنند و مالك
به قصد اين كه ملك خود را اجاره دهد آن را به مستأجر واگذار كند و او هم به
قصد اجاره كردن بگيرد اجاره صحيح مىباشد.
(مسألة ٢١٨٦ ) - اگر انسان بدون صيغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجير شود، همين كه مشغول آن عمل شد، اجاره صحيح است.
(مسألة ٢١٨٧ ) - كسى كه نمىتواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند كه ملك را اجاره داده يا اجاره كرده، صحيح است.
(مسألة ٢١٨٨ ) - اگر خانه يا دكان يا اطاقى را
اجاره كند و صاحب ملك با او شرط كند كه فقط خود او از آنها استفاده نمايد،
مستأجر نمىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد، مگر اجاره طورى باشد كه
استفاده مخصوص خودش باشد مثل زنى منزل يا اطاقى را اجاره كند و بعداً شوهر
كرده و اطاق يا منزل را جهت سكناى خودش اجاره دهد. و اگر مالك شرط نكند،
مىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد ولى اگر بخواهد به زيادتر از مقدارى كه
آن را اجاره كرده اجاره دهد، بايد در آن كارى مانند تعمير و سفيدكارى انجام
داده باشد يا به غير جنسى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد، مثلاً اگر با
پول اجاره كرده، به گندم يا چيز ديگر اجاره دهد، و بنابر احتياط وجوبى،
كشتى حكم خانه را دارد.
(مسألة ٢١٨٩ ) - اگر اجير با انسان شرط كند كه
فقط براى خود انسان كار كند، نمىشود او را به ديگرى اجاره داد مگر به نحوى
كه در مسألة قبلى گذشت. و اگر شرط نكند، چنانچه او را به چيزى كه اجرت او
قرار داده اجاره دهد بايد زيادتر نگيرد، و اگر به چيز ديگرى اجاره دهد
مىتواند زيادتر بگيرد. و همچنين است اگر خودش اجير كسى شود و براى انجام
آن عمل شخص ديگرى را به كمتر اجاره نمايد ولى اگر مقدارى از آن عمل را خودش
انجام داده باشد مىتواند ديگرى را به كمتر اجاره نمايد.
(مسألة ٢١٩٠ ) - اگر غير خانه و دكان و اطاق و
كشتى و اجير، چيز ديگر مثلاً زمين را اجاره كند و مالك با او شرط نكند كه
فقط خودش از آن استفاده نمايد، اگرچه بيشتر از مقدارى كه اجاره كرده آن را
اجاره دهد، اشكال ندارد.
(مسألة ٢١٩١ ) - اگر خانه يا دكانى را مثلاً يك
ساله به صد تومان اجاره كند و از نصف آن خودش استفاده نمايد، مىتواند نصف
ديگر آن را به صد تومان اجاره دهد، ولى اگر بخواهد نصف آن را به زيادتر از
مقدارى كه اجاره كرده مثلاً به صد و بيست تومان اجاره دهد، بايد در آن،
كارى مانند تعمير انجام داده باشد.