توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٤٠ - ركوع
مىگويند.
(مسألة ١٠٣٢ ) اگر به انداز ركوع خم شود، ولى دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد.
(مسألة ١٠٣٣ ) هرگاه ركوع را به طور غير معمول بهجا آورد، مثلاً به چپ يا راست خم شود،اگرچه دستهاى او به زانو برسد صحيح نيست.
(مسألة ١٠٣٤ ) خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس
اگر به قصد كار ديگرى مثلاً براى كشتن جانور خم شود، نمىتواند آن را ركوع
حساب كند، بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم شود، و به واسط اين عمل،
ركن زياد نشده و نماز باطل نمىشود.
(مسألة ١٠٣٥ ) كسى كه دست يا زانوى او با دست و
زانوى ديگران فرق دارد، مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به
زانو مىرسد يا زانوى او پايينتر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا
دستش به زانو برسد، بايد به انداره معمول خم شود.
(مسألة ١٠٣٦ ) كسى كه نشسته ركوع مىكند بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد، و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
(مسألة ١٠٣٧ ) - بهتر آن است كه در حال اختيار در
ركوع، سه مرتبه «سبحان الله» يا يك مرتبه «سبحان ربى العظيم و بحمده»
بگويد و ظاهر اين است كه گفتن هر ذكرى به اين مقدار باشد كفايت مىكند. ولى
در تنگى وقت و در حال ناچارى گفتن يك «سبحان الله» كافى است.
(مسألة ١٠٣٨ ) - ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود. و مستحب است آن را سه يا پنچ يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.
(مسألة ١٠٣٩ ) - در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم آرام بودن بدن درصورتى كه قصد خصوصيت نمايد احوط است.
(مسألة ١٠٤٠ ) - اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را
مىگويد، بىاختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود
بهتر اين است كه بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگويد، ولى اگر كمى
حركت كند كه از حال آرام بودن خارج نشود، يا انگشتان را حركت دهد ضررى
ندارد.
(مسألة ١٠٤١ ).- اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمداً ذكر ركوع را بگويد، نمازش باطل است.
(مسألة ١٠٤٢ ) - اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب،
عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است، و اگر سهواً سر بردارد، چنانچه
پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده،
بايد در حال آرامى بدن ذكر را