توضيح المسائل (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٤٦ - مصرف زكات
مصرف زكات
(مسألة ١٩٣٣ ) - انسان مىتواند زكات را در هشت مورد مصرف كند:
«اول»: فقير، و او كسى است كه مخارج سال خود و
عيالاتش را ندارد ولى كسى كه صنعت يا ملك يا سرمايهاى دارد كه مىتواند
مخارج سال خود را بگذراند فقير نيست.
«دوم»: مسكين، و او كسى است كه از فقير سختتر مىگذراند.
«سوم»: كسى كه از طرف امام عليهالسلام يا نايب
امام مأمور است كه زكات را جمع و نگهدارى نمايد و به حساب آن رسيدگى كند و
آن را به امام عليه السلام يا نايب امام يا فقرا برساند.
«چهارم» : كافرهايى كه اگر زكات به آنان بدهند به دين اسلام مايل مىشوند يا در جنگ به مسلمانان كمك مىكنند. «پنجم»: خريدارى بندههايى كه در شدت مىباشند و آزاد كردن آنان.
«ششم»: بدهكارى كه نمىتواند قرض خود را بدهد.
«هفتم»: فى سبيل الله، يعنى كارهايى كه مىتوان
با آنها قصد قربت نمود مثل ساختن مسجد، و مدرسهاى كه علوم دينيه در آن
خوانده مىشود، و تنظيف شهر و آسفالت راهها و توسعه آنها و مانند اينها.
«هشتم»: ابنالسبيل، يعنى مسافرى كه در سفر درمانده شده و احكام اينها در مسايل آينده گفته خواهد شد.
(مسألة ١٩٣٤ ) - احتياط واجب آن است كه فقير و
مسكين بيشتر از مخارج سال خود و عيالاتش را از زكات نگيرد، و اگر مقدارى
پول يا جنس دارد فقط به انداز كسرى مخارج يك سالش زكات بگيرد.
(مسألة ١٩٣٥ ) - كسى كه مخارج سالش را داشته،
اگر مقدارى از آن را مصرف كند و بعد شك كند كه آنچه باقى مانده به انداز
مخارج سال او هست يا نه، نمىتواند زكات بگيرد.
(مسألة ١٩٣٦ ) - صنعتگر يا مالك يا تاجرى كه
درآمد او از مخارج سالش كمتر است، مىتواند براى كسرى مخارجش زكات بگيرد و
لازم نيست ابزار كار يا ملك يا سرماي خود را به مصرف مخارج برساند.
(مسألة ١٩٣٧ ) - فقيرى كه خرج سال خود و عيالاتش
را ندارد اگر خانهاى دارد كه ملك اوست و در آن نشسته يا مال سوارى دارد
چنانچه بدون اينها نتواند زندگى كند، اگرچه براى حفظ آبرويش باشد،
مىتواند زكات بگيرد و همچنين است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانى و
زمستانى و چيزهايى كه به آنها احتياج دارد و فقيرى كه اينها را ندارد اگر
به اينها احتياج داشته باشد، مىتواند از زكات خريدارى نمايد.
(مسألة ١٩٣٨ ) - فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى
او مشكل نيست، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد، و با گرفتن زكات زندگى
نكند ولى تا وقتى مشغول ياد گرفتن است، مىتواند زكات بگيرد.
(مسألة ١٩٣٩ ) - به كسى كه قبلاً فقير بوده، و
يا معلوم نباشد فقير بوده يا نه و مىگويد فقيرم، اگرچه انسان از گفته او
اطمينان پيدا نكند، مىشود زكات داد.
(مسألة ١٩٤٠ ) - كسى كه مىگويد فقيرم و قبلاً فقير نبوده چنانچه از گفته او اطمينان پيدا نشده، احتياط واجب آن است كه به او زكات ندهند.
(مسألة ١٩٤١ ) - كسى كه بايد زكات بدهد، اگر از فقيرى طلبكار باشد مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند.