آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - تعريف علم
برخى كه اكثر اهل صناعت هستند علم را از مقوله كيف دانسته و گفتهاند :
العلم هو صورة حاصلة من الشئ عند العقل ( يعنى علم صورت مرتسمه اشياء در ذهن است ).
بعضى ديگر همچون فخر رازى علم را از مقوله اضافه دانسته و در تعريفش گفتهاند :
العلم هو حصول صورة الشّىء عند العقل ( يعنى علم عبارتست از حاصل شدن صورت و تحقّق ارتسام اشياء در ذهن ).
گروهى ديگر علم را از مقوله انفعال دانسته و در تفسيرش گفتهاند :
العلم هو قبول النّفس الصّورة الحاصلة من الشئ ( يعنى علم عبارتست از پذيرفتن نفس صورت اشياء را ).
و عدّهاى از همين گروه از تفسير فوق عدول نموده و گفتهاند :
العلم هو انكشاف الواقع ( يعنى علم عبارتست از روشن شدن و ظاهر شدن واقع ).
مرحوم محشّى بعد از اينكه تعريف اوّل را اختيار فرموده ميگويد :
مصنّف بسه جهت علم را تعريف ننموده :
الف : آنكه آنرا به تصوّر و تصديق تقسيم كرده و بديهى است در مقام تقسيم مقسم اجمالا تصوّر ميشود اگر چه بتفصيل در ذهن حاضل نميگردد از اينرو بهمين مقدار حضور اجمالى علم در ذهن مصنّف اكتفاء نموده و در مقام تعريف و تفصيل بر نيامده است چه آنكه نيازى بآن احساس نكرده است .
ب : چون تعريف علم از نظر قائلين باكتسابى بودن آن مشهور است و آنرا صورت حاصله ميدانند چنانچه شرحش گذشت لاجرم احتياجى به ذكر نبود .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص