آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٠ - معناى قضيه مخيله
ترجمه :
معناى قضاياى مظنونه
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « و المظنونات » ميفرمايد :
قضاياى مظنونه عبارتند از آنهائيكه عقل بطور حكم راجح بدون اينكه جازم باشد بآنها حكم مىكند .
تبصره
مصنّف قضاياى مظنونه را در مقابل مقبوله قرار داد و مخفى نباشد كه چون قضاياى مظنونه از مقبوله اعم هستند لاجرم اين تقابل، تقابل عامّ و خاصّ است بنابراين مقصود از قضاياى مظنونه در اينجا خصوص آن قضايائى است كه غير مقبوله باشند نه معناى عامّش كه شامل مقبولات نيز بشود .
متن : و امّا شعرى يتألف من المخيّلات.
ترجمه : و يا قياس شعرى است كه از امور خيالى تركيب ميشود .
حاشيه : قوله : من المخيّلات :
هى قضاياء لا تذعن بها النّفس و لكن تتأثّر منها ترغيبا و ترهيبا كما اذا قيل :
الخمر ياقوتيّة سيّالة تنشط النّفس و ترغب بشربها .
و اذا قيل :
العسل مرّة مهوعّه، انقبضت و تنفّرت عنه .
و اذا قرن بها سجع او وزن كما هو المتعارف الان ازداد تأثيرا .
ترجمه :
معناى قضيّه مخيّله
مرحوم محشّى در ذيل عبارت مصنّف يعنى « من المخيّلات » ميفرمايد :
قضاياى مخيّله عبارتند از قضايائيكه نفس اذعان و اعتقاد بآنها
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص