آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٦ - ضابطه شرائط اشكال اربعه
و قياس منتج نميشود زيرا اخصّ قضايا در طرف كبرى يا دائمه است و يا عرفيّه خاصّه و يا وقتيه و پرواضح است كه بين اين قضايا و ممكنه تنافى نيست زيرا معناى ممكنه اينست كه وصف محمول براى ذات موضوع ضرورى و لازم نيست و معناى دائمه سالبه سلب محمول است بطور دوام ماداميكه ذات موجود است و يا معناى عرفيه سالبه، سلب وصف محمول از ذات موضوع است بطور دوام ماداميكه موضوع داراى وصف عنوانى باشد لا دائما چنانچه معناى وقتيه سالبه سلب محمول است از ذات موضوع بطور ضرورت امّا نه بطور مطلق بلكه در وقت معيّنى از اوقات لا دائما و بسيار روشن است كه بين اين سه معنا و معناى امكان تنافى در بين نيست .
حاشيه : و كذااذا لم يكن الصّغرى ضروريّة على تقدير كون الكبرى ممكنة كان اخصّ الصّغريات المشروطة الخاصّة او الدّائمة و لا منافاة بين امكان الايجاب و بين ضرورة السّلب بحسب الوصف لا دائما و لا بينه و بين دوام السّلب مادام الذّات قطعا .
و تحقيق هذا المبحث على هذا الوجه الوجيه ممّا تفردت به بعون اللّه الجليل و اللّه يهدى من يشاء الى سواء السّبيل و هو حسبى و نعم الوكيل .
ترجمه : و همچنين است اگر صغرى در صورت ممكنه بودن كبرى ضروريه نباشد يعنى در اينصورت نيز تنافى مرتفع است زيرا اخصّ قضايا در طرف صغرى مشروطه خاصّه يا دائمه است و بديهى است كه بين ممكنه موجبه و ضروريه سالبه بحسب وصف لا دائما و همچنين بين امكان و دوام سلب مادام الذّات تنافى وجود ندارد . سپس ميفرمايد :
تحقيق و بررسى اين مبحث باين وجه پسنديده و طرز بديع از مختصات و متفرّدات بنده مىباشد كه بكمك خداوند بزرگ بآن دست يافتم و اميد است كه حضرتش هركس را كه بخواهد به راه راست و طريق مستقيم هدايت نمايد چه آنكه او بهترين كفايتكننده و نيكوترين كساست كه عهدهدار اين امر است .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص