آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٨ - ضابطه شرائط اشكال اربعه
مختصرتر ميشد مع ذلك از گفتن چنين عبارتى عدول نموده و « او حمله على الاكبر » بجايش آورده و وجه آن اينست كه اگر عبارت اوّل را كه مختصرتر بود مىگفت معناى كلام چنين مىشد :
يا حدّ وسط ملاقات كند با اكبر باعم از اينكه حمل بر اكبر شود يا موضوع اكبر واقع گردد .
و اين معنا مستلزم دو تالى فاسد است :
اوّل : آنكه لازم مىآيد در شكل اوّل اگر كبرى موجبه كلّيه بوده و صغرى سالبه قياس نتيجه بدهد در حاليكه اين خلاف امر مسلّمى است كه گفتهاند : لازم است صغرى موجبه باشد .
دوّم : آنكه لازم مىآيد در شكل سوّم اگر صغرى سالبه بوده و كبرى موجبه و يكى از مقدّمتين كلّى قياس منتج باشد و حال آنكه اين مطلب هم خلاف آن است كه قبلا گفتيم يعنى گفته شد صغرى بايد موجبه باشد .
شارح گويد :
وجه استلزام ايندو امر اينستكه معناى عبارت چنين ميشود :
شرط است يا حد وسط در قضيّهاى واقع شود كه موضوعش كلّى بوده و با اصغر ملاقات نمايد بالفعل و يا اگر اين شرط نبود ( يعنى اگر حد وسط با اصغر ملاقات نكرد و بطور ايجاب بر يكديگر حمل نشدند ) با اكبر ملاقات نموده و در كبرى بطور ايجاب بر يكديگر حمل گردند .
در اينمعنى چنانچه ملاحظه ميشود تصريح شده باينكه اگر حد وسط در صغرى بطور ايجاب با اصغر ملاقات نكرد همين قدر كه در كبرى با اكبر بطور ايجاب ملاقات نمود كفايت مىكند و لازمه اين معنا همان دو تالى فاسدى است كه گذشت چون ملاقات چنانچه گفته شد دو فرد دارد :
الف : فردى كه راجع به تالى فاسد اوّل است و آن در جائى است
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص