آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٨ - عكس كبرى
تنعكس كنفسها .
و امّا الاخير ان فكبريهما موجبه كلّية لا تنعكس الّا الى موجبة جزئيّة لا تصلح لكبرويّة الشكل الاوّل مع انّ صغريهما ايضا سالبه لا تصلح صغرى للشكل الاوّل .
ترجمه و شرح :
٢- عكس كبرى
دليل دوّم عبارت است از اينكه كبراى قياس را عكس مينمائيم تا بشكل اوّل برگردد سپس ملاحظه مينمائيم كه نتيجهاى كه حاصل ميشود همان نتيجه مطلوبه است .
اين دليل فقط در ضرب اوّل و سوّم جاريستت زيرا كبرى در اين دو ضرب سالبه كلّيّه است و عكس آن همان سالبه كليّه مىشود از اينرو براى كبرويّت شكل اوّل صلاحيّت دارند بخلاف ضرب دوّم و چهارم چون كبراى ايندو موجبه كلّيه است كه عكسش موجبه جزئيه مىباشد و موجبه جزئيه بملاحظه جزئى بودنش نميتواند كبراى شكل اوّل قرار گيرد علاوه بر اين صغراى دو ضرب مزبور سالبه است و چنانچه سابقا گفتيم شرط است صغراى شكل اوّل موجبه باشد .
مثلا در ضرب اوّل براى اثبات صحّت نتيجه از طريق ياد شده ميگوئيم :
اين نتيجه صادق است بدليل اينكه اگر قياس را بشكل اوّل مبدّل كنيم همين نتيجه حاصل ميشود زيرا صغرى را همان صغرى قرار داده و ميگوئيم :
« كلّ انسان حيوان » و سپس عكس كبرى را كبرى قرار ميدهيم يعنى ميگوئيم :
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص