آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٣ - عكس قضاياى پنجگانه
ترجمه :
عكس قضاياىپنجگانه
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « و المطلقة العامّة الخ » ميفرمايد :
مقصود اينستكه عكس هركدام از قضاياى پنجگانه يعنى :
وقتيّه، منتشره، وجوديّه لا ضروريّه، وجوديه لا دائمه و مطلقه عامّه، مطلقه عامّه ميباشد فلذا در عكس اين پنج قضيّه بايد چنين گفت :
اگر قضيّه ذيل يعنى :
كلّ ج ب بالضّرورة لا دائما كه قضيّه وقتيّه است صادق باشد قطعا عكس آن يعنى قضيّه مطلقه عامه كه عبارتست از :
بعض ب ج بالفعل صادق است زيرا در غير اينصورت نقيض آنكه لا شئ من ب ج دائما بايد صدق داشته باشد در حاليكه وقتى آنرا با اصل قضيّه ضميمه نموده و قياسى باين نحو تشكيل داده :
كلّ ج ب بالضّروره و لا شئ من ب ج نتيجهاش « لا شى من ج ج » ميشود كه خلاف واقع و امر مستحيلى است چون سلب شئ از نفس است .
و بهمين ترتيب عكس چهار قضيّه ديگر را ميتوان اثبات نمود منتهى بجاى « بالضرورة » جهات هريك را بايد قرار داد .
شارح گويد :
براى اينكه عبارات كتاب طولانى نشده و كثرت امثله سبب صعوبت در درك مطالب نشود بين ارباب منطق و مصنّفين چنين رسم شده از حروف تهجّى همچون « ج » يا « ب » يا « د » استفاده مىكنند چنانچه در مثال فوق ملاحظه شد .
متن : و لا عكس للممكنتين:
ترجمه : دو قضيّه ممكنه هيچكدام عكس ندارند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص