آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠ - احتمال ديگر در كلام مصنف
باين شرح :
سؤال
گويا قائلى مىگويد :
طبق آنچه قبلا دانسته شد اخصّ عبارتست از كلّى كه مفهوم ديگرى بطور كلّى بر آن صدق نمايد ولى آن بر مفهوم كلّى مزبور چنين صدقى نداشته باشد .
با توجه باينمقدمه پس چطور بگوئيم جزئى اضافى عبارتست از اخصّ از هر چيزى در حاليكه جزئى اضافى گاهى جزئى حقيقى بوده و اطلاق اخصّ بر ان غلط و اشتباه است .
و حاصل آنكه تفسير جزئى اضافى به كلمه اخصّ با ملاحظه معنائى كه براى اخصّ شد تفسير اعمّ به اخصّ است يعنى جزئى اضافى را كه اعم از كلّى و جزئى حقيقى است منحصرا آنرا بلفظى تعريف نمودهايد كه اخص از آنست ( مقصود خصوص كلّى است كه از كلمه اخصّ استفاده ميگردد ).
جواب
مصنّف در جواب اين سؤال ميگويد :
اخصّ در اينجا اعمّ است از اخصّ مذكور در سابق چون هم شامل كلّى شده و هم جزئى حقيقى را در بر ميگيرد و بدين ترتيب ميتوان از آن بعنوان معرّف جزئى اضافى استفاده كرد .
و از اين جواب اينمطلب را نيز استفاده مىكنيم كه جزئى اضافى از جزئى حقيقى اعم است و بعبارت ديگر نسبت بين جزئى اضافى و حقيقى بدلالت التزامى فهميده ميشود و اين تفطّن را برخى از اساتيد ما طاب ثراه در كلام مصنّف پيدا كرده و استفاده مزبور را نموده است .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص