آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢ - نتيجه نسبت چهارگانه
نقيضاهما و هما العينان متساويين كما مرّ و قد كان العينان اعمّ و اخصّ مطلقا هذا خلف .
ترجمه : جمله : « و نقيضاهما بالعكس » در عبارت مصنّف يعنى و نقيض اعم و اخص مطلق همان اعم و اخص مطلق است منتهى بعكس عينين باين معنا در عينين آنكه اعم بود نقيضش اخص و آنكه اخصّ بود نقيض آن اعم مىشود و بعبارت ديگر :
هرچه نقيض اعم بر آن صدق كند نقيض اخص نيز بر آن صادق است ولى اينطور نيست كه بر هرچه نقيض اخص صدق كند نقيض اعم نيز صادق باشد .
امّا مدّعاى اوّل يعنى « هرچه نقيض اعم بر آن صدق كند نقيض اخص نيز بر آن صادق است » .
اثباتش چنين است : اگر نقيض اعم بر چيزى صادق باشد بدون نقيض اخص پس بايد با عين اخصّ تصادق كند زيرا ارتفاع نقيضين جايز نيست و لازمه اينكلام اينستكه عين اخصّ بدون عين اعم صدق نمود و اين خلاف فرض ميباشد .
مثلا اگر لا حيوان بر چيزى همچون سنگ صادق باشد بدون لا انسان پس بايد انسان بر سنگ صدق نمايد و قطعا بعد از صدق لا حيوان ممتنع است حيوان صدق كند زيرا اجتماع نقيضين مستحيل است در نتيجه بايد گفت انسان بر سنگ صدق نمود بدون حيوان در حاليكه قبلا گفتيم انسان بر هرچه صدق كند حيوان نيز بر آن صادق است .
و امّا مدّعاى دوّم يعنى « اينطور نيست كه بر هرچه نقيض اخص صدق كند نقيض اعم نيز صادق باشد » .
اثباتش چنين ميباشد : بعد از اينكه ثابت كرديم هر نقيض اعمّى نقيض اخصّ نيز مىباشد حال اگر هر نقيض اخصّى نقيض اعمّ باشد پس
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص