آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦ - تصور و مصاديق آن
اينكه مصنّف در اينمقام بمرام قدماء از منطقيين مايل شده و اجزاء قضيّه را سه ميداند اينستكه متعلّق اذعان را نسبت حكميه قرار داده و نگفته است « ان كان اذعانا للوقوع مثلا » .
حاشيه : قوله : و الّا فتصوّر :
سواء كان ادراكا لامر واحد كتصوّر « زيد » و « عمرو » و « بكر » او مع نسبة غير تامّه اى الّتى لا يصحّ السّكوت عليها كتصوّر « غلام زيد » او تامّة انشائيّة كتصوّر « اضرب » او خبريّة مدركة بادراك غير اذعانى كما فى صور التخيّيل و الشّك و الوهم .
ترجمه : جمله « و الّا فتصوّر » در عبارت مصنّف يعنى و اگر علم اذعان به نسبت حكميّه نباشد بآن تصوّر گويند اعم از اينكه ادراك يك چيز باشد مانند تصوّر « زيد » و « عمرو » و « بكر » يا تصوّرآن امر با نسبت غير تامّه و مقصود از نسبت غير تامّه نسبتى است كه مفيد نبوده و سكوت بر آن صحيح نباشد نظير تصور « غلام زيد » يا با نسبت تامّه تصوّر شود ولى نسبت انشائى باشد مانند تصوّر « اضرب » يا نسبت خبريّه بوده ولى بادراك غير اعتقادى درك شده باشد همچون ادراك نسبت در مورد خيال و شك و وهم .
شرح :
تصوّر و مصاديق آن
تصوّر عبارتست از علم بچيزى و درك آن بدون آنكه در آن اعتقاد و اذعان به نسبت حكميّه باشد و براى آن افراد و مصاديقى است كه مرحوم محشّى بان اشاره نموده و ما در ذيل آنها را مىآوريم :
١- درك يك چيز يا امورى چند بدون اينكه بين آنها اساسا نسبتى باشد مانند تصور زيد و عمرو و بكر در حاليكه هيچ ارتباطى بين آنها قرار ندهيم .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص