آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥ - اختلاف منطقيين
موضوع و محمول .
٢- متأخّرين : ايشان عقيده دارند كه قضيّه چهار جزء دارد زيرا متعلّق اذعان را وقوع يا لا وقوع كه جزء بعد از نسبت حكميه است قرار داده و گفتهاند :
قضيّه عبارتست از مجموع تصوّر موضوع و محمول و نسبت حكميّه و اذعان بوقوع يا عدم وقوع .
مرحوم محشّى ميفرمايد :
از يك طرف مصنّف در تصديق رأى حكماء را اختيار نموده و تصديق را بسيط ميداند و از طرف ديگر در اينجا اجزاء قضيّه را همچون قدماء سه جزء دانسته زيرا گفته : العلم ان كان اذعانا للنسبة و چون متعلّق اذعان چنانچه اشاره شد بايد جزء آخر قضيّه باشد از اينرو از عبارت مزبور ميتوان استفاده كرد كه بعقيده مصنّف جزء آخر نسبت حكميّه است و بدينوسيله اجزاء قضيّه از نظر وى سه تا ميشود چنانچه در مباحث قضايا هيچ نامى از وقوع يا لا وقوع نبرده و به سه جزء موضوع و محمول و نسبت حكميّه اكتفاء كرده است .
قوله : المجموع المركب منه و من تصور الطّرفين :
ضمير « منه » به حكم راجع بوده و مقصود از « طرفين » موضوع و محمول است .
قوله : كما زعمه الامام الرّازى :
ضمير منصوبى در « زعمه » به مجموع مركب راجع است .
قوله : حيث جعل متعلّق الاذعان :
كلمه « متعلّق » به فتح لام است .
قوله : لا وقوع النسبة الثّبوتيّة التقييديّة :
مقصود از نسبتت ثبوتيّه تقييديّه همان نسبت حكميّه است و دليل بر
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص