آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٤ - مبحث در بيان قياس
در « قول » نشده چنانچه محقّق شريف در حاشيه كشّاف زمخشرى باين نكته اشاره بلكه تصريح نموده است .
بنابراين ذكر كلمه « مؤلّف » در عبارت مصنّف بعد از « قول » از باب ذكر خاصّ بعد از عامّ است چنانچه اين امر در تعريفات و حدود بين ارباب تأليف و تصنيف متعارف و شايع مىباشد .
تبصره
اينكه مصنّف بعد از « قول » كه بمعناى « مركّب » است نام از « مؤلّف » برد صرفا ذكر خاصّ بعد از عامّ نيست بلكه مقصود و غرضى بر آن مترتّب است و آن اينكه با اين تعبير مصنّف خواست اشاره كند در حجّت و قياس جزء صورى نيز معتبر و مورد ملاحظه است .
شرح : قوله : القياس قول اى مركب :
كلمه « ق و ل » در معانى مختلفه استعمال شده است :
مرحوم شيخ طريحى در كتاب مجمع البحرين براى اينمادّه معانى را ذكر فرموده همچون حكم نمودن در مثال « فلان يقول بقول فلان » و اشاره كردن در مثال « قال بيده » و مشى نمودن در مثال « قال برحله » .
و در همين كتاب از ابن انبارى نقل مىكند كه او براى اينمادّه معانى ديگرى ذكر كرده است مثل : تكلّم و اقبل و مال و ضرب و استراح و غلب .
چنانچه ابن اثير نيز در كتاب نهايه دو معناى ديگر ببراى اينكلمه ذكر نموده است و آن دو علّم و ظنّ مىباشند .
و غرض از نقل اينمعانى آنستكه بگوئيم اينكلمه بمعناى مركّب نيامده نه حقيقة و نه مجازا بلى ميتوان گفت كه اگر قول بمعناى « تكلّم و سخن گفتن » باشد لازمه تكلّم تركيب كلمات با يكديگر است بنابراين
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص