آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٥ - مناط ايجاب و سلب در مانعة الخلو
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف كه ميگويد : ثمّ الحكم الى آخر ميفرمايد :
همانطوريكه قضيّه حمليه به قضاياى : محصوره و مهمله و شخصيّه و طبيعيّه تقسيم ميگردد عينا قضيّه شرطيه نيز بهمين اقسام منقسم ميگردد اعم از اينكه شرطيّه متّصله بوده يا منفصله باشد بنابراين قضاياى شرطيّه نيز داراى محصوره كلّيّه و جزئيّه، مهمله و شخصيّه مىباشند .
منتهى مطلبى كه در اين قضايا تازهگى دارد آنكه قضىّ طبيعيّه در اينجا معقول نميباشد .
شارح گويد :
وجه معقول نبودن طبيعيّه در اينجا از اينرو است كه مناط اقسام در قضاياى شرطيّه ملاحظه حالات و تقادير و اوضاع عارضه بر مقدّم است و بديهى است كه اين لحاظ با طبيعيّه بودن قضيّه كه ملاكش تعليق حكم بر ذات و طبيعت موضوع است سازگار و قابل جامع نيست .
حاشيه : قوله : على جميع تقادير المقدّم :
كقولنا : كلّما كانت الشّمس طالعة فالنّهار موجود .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل عبارت مصنّف كه مىگويد : « على جميع تقادير المقدّم » ميفرمايد :
مثال آن مانند اينكه بگوئيم :
بر هر تقدير و فرضى كه خورشيد طلوع نمود پس روز نيز وجود دارد .
شارح گويد :
مقصود از تقادير مقدّم چنانچه قبلا بآن اشاره نموديم حالات و اوضاعى استكه با مقدّم قابل اجتماع باشند مثلا ابرى يا صاف بودن آسمان، گرما يا سرماى فضا و نيز سائر اوضاع جوّى تقادير خورشيد بحساب مىآيند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص