آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٢ - مناط ايجاب و سلب در مانعة الخلو
كلمه « فقط » ممكن است بدو معنى آورده شده باشد :
الف : آنكه مقصود اين باشد : تنافى دو نسبت در صدق و اجتماع بوده نه در كذب و ارتفاع .
ب : مراد اين باشد : تنافى دو نسبت در صدق بوده با قطع نظر از اينكه در كذب تنافى داشته يا چنين نباشند حتّى ممكنست از نظر كذب با هم جمع شوند يعنى هردو مرتفع و زائل گردند چنانچه عدم اجتماعشان نيز امر محتملى است .
در صورت اوّل قضيّه را مانعة الجمع بمعناى اخص ميگويند و در فرض دوّم آن را مانعة الجمع بمعناى اعم خوانند .
شارح گويد :
جهت اخصّ بودن معناى اوّل اينستكه نسبت به كذب بشرط « لا » است چنانچه وجه اعم بودن معناى دوّم از اينرو است كه نسبت به كذب « لا بشرط » است و چون « لا بشرط » از « بشرط لا » اعم است لاجرم معناى دوّم نسبت به اوّل اعمّ تلقّى شده است .
حاشيه : قوله : و كذبا فقط :
اى لا فى الصّدق او مع قطع النظر عن الصدق .
و الاوّل مانعة الخلّو بالمعنى الاخصّ و الثّانى بالمعنى الاعمّ .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف كه ميگويد : و كذبا فقط ميفرمايند :
كلمه « فقط » بدو معنا ممكنست آورده شده باشد :
الف : آنكه منظور اين باشد : دو نسبت تنافى در كذب داشته باشند نه در صدق و اجتماع .
ب : مراد اين باشد : تنافى دو نسبت در كذب بوده با قطع نظر از آنكه در صدق تنافى دارند يا قابل اجتماع هستند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص