آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٨ - مبحث تصديقات
هركدام از خبر و صدق و كذب قبل از اينكه معلوم بوده معلوم باشند و اين دور است و مورد اشكال مىباشد .
جواب از اشكال سكّاكى را چنين دادهاند كه خبر البته در معرفت متوقف به دانستن معناى صدق و كذب ميباشد چه آنكه خبر كلامى است كه احتمال صدق و كذب در آن باشد و از باب اينكه معرَّف متوّقف بر معرِّف و اجزاء آن است اين را قبول داريم كه قبل از معرفت به خبر لازم است به معناى صدق و كذب آگاه حاصل باشد امّا عكس آنكه صدق و كذب نيز معرفتشان متوقف به دانستن معناى خبر باشد صحيح نيست زيرا صدق عبارتست از نفس مطابق بودن كلام با واقع يا كذب همان عدم مطابقيّت با نفس الامر است نه خبرى كه صفتش مطابق بودن يا غير مطابق بودن باشد تا در نتيجه اشكال دور لازم بيايد .
و از كسانيكه صدق و كذب را به نفس مطابقيّت و عدم آن تفسير كردهاند خطيب قزوينى است در كتاب تلخيص المفتاح و پس از وى ديگران نيز به تبعيّت از او صدق و كذب را بهمين نحو تفسير نمودهاند از جمله مرحوم محشّى در اينجا .
حاشيه : قوله : موضوعا :
لانّه وضع و عين ليحكم عليه .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلمه « موضوعا » كه در كلام مصنّف آمده ميفرمايند :
از اينرو محكوم عليه را در قضيّه خبريّه موضوع گويند كه آنرا وضع و تعيين نموده تا بر آن حكم كنند همچون زيد درر مثال : زيد قائم .
حاشيه : قوله : محمولا :
لانّه امر جعل حملا لموضوعه .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص