آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥١ - مقوم و مقسم
يعنى جزء عالى است و چون عالى هم جزء نوع سافل بوده از اينرو بمقتضاى جزء الجزء جزء بايد بگوئيم پس مقوّم نوع عالى جزء سافل نيز مىباشد و لازم بتذكّر است كه اين فصل نوع عالى را از آنچه مميّز و مشخّص مىكند سافل را نيز از جميع آنها جدا مىسازد نتيجتا نسبت به سافل نيز جزء مميّز مىباشد و معناى مقوّم همين است و غير از آن نيست .
تبصره
مقصود از « عالى » در اينجا هر جنس و نوعى است كه فوقديگرى واقع شده باشد اعم از اينكه فوق آن جنس يا نوع ديگرى بوده يا چنين نباشد چنانچه منظور از سافل هر جنس يا نوعى است كه در تحت جنس يا نوع ديگرى قرار گرفته است چه در ذيل و دون آن نوع و جنس ديگرى بوده يا نبوده باشد . حتّى مىتوان گفت كه جنس متوسّط نسبت به جنس مادونش عالى و باعتبار مافوقش سافل محسوب مىشود .
حاشيه : قوله : و لا عكس :
اى كلّيّا بمعنى انّه ليس كلّ مقوّم للسّافل مقوّما للعالى، فانّ النّاطق مقوّم للسّافل الّذى هو الانسان و ليس هو مقوّما للعالى الّذى هو الحيوان .
ترجمه : مقصود از « و لا عكس » در عبارت مصنّف عكس كلّى است يعنى اينطور نيست كه هر مقوّم سافلى مقوّم عالى نيز باشد، چه آنكه ناطق مقوّم سافل يعنى انسان مىباشد در حاليكه مقوّم عالى يعنى حيوان نيست .
شرح : شارح گويد :
شرح مرحوم محشّى در اين مقام بمنظور دفع توهمى است و حاصل آن اينست :
چنانچه در مبحث قضايا و عكس آنها خواهد آمد هر قضيّه موجبهاى
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص