آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧ - معانى اعتبارى مفهوم
متعدّد يافت شده ولى محصور و معدودند مانند كوكب كه هفت مصداق از آن يعنى كواكب سيارت « قمر، عطارد، زهره، شمس، مريخ، مشترى، زحل » موجود مىباشد .
و بالاخره عبارت « او عدمه » اشاره به مفهوم كلّى است كه داراى افراد متعدد غير متناهى است مانند معلومات بارى تعالى و نيز نظير نفس ناطقه بعقيده حكماء كه آنرا قديم دانسته و قهرا چون ابتدائى براى آن قائل نبوده افراد و مصايقش متناهى نبوده و به حدّ و حصر در نمىآيند .
شارح گويد :
اين عقيده بر خلاف اعتقاد حقّه بوده و از حكماء مقبول نيست چه آنكه غير خداوند متعال تمام موجودات هم بحسب ذات حادث و ممكن بوده و هم باعتبار زمان چنانچه شرح آن را در جلد دوّم فصول الحكمه ايراد نمودهام .
متن : و الكلّيّان ان تفارقا كليّا فمتباينان و الّا فان تصادقا كليّا من الجانبين فمتساويان و نقيضاهما كذلك او من جانب واحد فاعم و اخص مطلقا و نقيضاهما بالعكس و الّا فمن وجه و بين نقيضيهما تباين جزئى كالمتباينين.
ترجمه : دو كلّى اگر بطور كلّى از هم تفارق و جدائى داشته باشند بآنها متباينان گويند و در غير اينصورت، پس اگر از هردو طرف بطور كلّى با هم سازش و تصادق كنند متساويان باشند و بين نقيض ايندو نيز نسبت تساوى مىباشد و امّا اگر تنها از يكطرف بطور كلّى سازش و صدق بود آنها را اعم و اخص مطلق ناميده و بين نقيض ايندو همان اعم و اخص است منتهى بر عكس عينين .
و اگر اصلا از هيچ طرف صدق بطور كلّى نبوده بلكه از هردو جانب بنحو صدق جزئى با هم تصادق داشته باشند بآنها اعم و اخص من وجه
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص