آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠ - انواع تشكيك
اولى از صدق بر مخلوقات است .
٢- اقدميّت و آخريّت مانند مفهوم وجود نسبت به پدر و پسر كه صدقش بر پدر اقدم از صدق آن بر پسر است .
٣- ازيد و انقص بودن كه آن تنها در كم متّصل جارى است مانند مفهوم مقدار نسبت به كيلو و چارك كه صدقش بر كيلو ازيد است از صدق آن بر چارك .
٤- اكثريّت و اقليّت و آن تنها در كم منفصل يعنى عدد جارى مىباشد همچون مفهوم عدد نسبت به ١٤ و ١٣ كه صدق آن بر ١٤ ازيد است از صدقش بر ١٣.
٥- اشدّ بودن و اضعف بودن و آن تنها در كيف جارى است نظير مفهوم سفيدى نسبت به برف و عاج كه صدقش بر برف اشدّ است از صدق آن بر عاج .
٦- اتمّ بودن و غير آنكه اينقسم هم در كيف جارى است و هم در كم .
و چنانچه در ج (١) از فصول المنطق آوردهايم اين شش قسم را مىتوان تنها به يك قسم ارجاع داد و آن كمال و نقص است منتهى كمال و نقص هر چيزى بطورى و بنحوى است مثلا كمال علّت اولويّت آن است و نقص معلول بخلاف بودن علّت است يا در اعداد كمال عدد به بيشتر بودنش و نقص آن به كمتر بودنش مىباشد و بهمين قياس در ساير انواع تشكيك .
حاشيه : قوله : و ان كثير :
اى اللّفظ المفرد ان كثر معناه المستعمل هو فيه فلا يخلو امّا ان يكون موضوعا لكلّ واحد من تلك المعانى ابتداء بوضع على حدة او لا يكون كذلك .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص