تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - تفسير گفتگوى رهبران و پيروان گمراه در دوزخ
بعضى افزودهاند: از توحيد و لا اله الا اللَّه.
بعضى گفتهاند از نعمتها: از جوانى، تندرستى، عمر، مال و مانند اينها.
و در روايت معروفى كه از طرق اهل سنت و شيعه نقل شده آمده است كه از" ولايت على ع سؤال مىشود" [١] البته اين تفاسير با هم منافاتى ندارد، چرا كه در آن روز از همه چيز سؤال مىشود، از عقائد، از توحيد، و ولايت، از گفتار و كردار، و از نعمتها و مواهبى كه خدا در اختيار انسان گذارده است.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه نخست آنها را به سوى راه دوزخ مىبرند و سپس آنها را براى بازپرسى متوقف مىسازند؟
آيا نبايد بازپرسى و دادرسى مقدم بر اين كار صورت گيرد؟
اين سؤال را از دو طريق مىتوان پاسخ گفت:
نخست اينكه جهنمى بودن اين گروه بر همه واضح است، حتى بر خودشان، و بازپرسى و سؤال براى اين است كه حد و حدود و ميزان جرمشان را براى آنها روشن سازد.
ديگر اينكه اين سؤالها براى داورى نيست، بلكه يك نوع سرزنش و مجازات روانى مىباشد.
البته اينها همه در صورتى است كه سؤالات مربوط به آنچه در بالا آورديم بوده باشد اما اگر مربوط به آيه بعد باشد كه از آنها سؤال مىشود" چرا به يارى هم بر نمىخيزند" در اينصورت هيچ مشكلى در آيه باقى نمىماند، ولى اين تفسير با روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده سازگار نيست مگر اينكه اين سؤال
[١] اين روايت را در" صواعق" از" ابو سعيد خدرى" از پيامبر (ص) و همچنين" حاكم ابو القاسم حسكانى" در" شواهد التنزيل" از آن حضرت نقل كرده، در عيون اخبار الرضا نيز از امام على بن موسى الرضا (ع) نقل شده است.