تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - تفسير آيا بجاى اينهمه خدا، يك خدا را بپذيريم؟!
آنها با خبر بود، و با مشكلات و مسائل زندگى آنان آشنايى داشت، مىتوانست در همه چيز الگو و اسوه باشد، آنها اين امتياز بزرگ را به عنوان يك نقطه تاريك در دعوت پيامبر ص تلقى مىكردند و از آن تعجب داشتند.
گاه از اين مرحله نيز فراتر رفتند" و كافران گفتند اين ساحر دروغگويى است"! (وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ).
بارها گفتهايم كه نسبت دادن سحر به پيامبر ص به خاطر مشاهده معجزات غير قابل انكار و نفوذ خارق العاده او در افكار بود، و نسبت دادن كذب به او به خاطر اين بود كه بر خلاف سنتهاى خرافى و افكار منحطى كه جزء مسلمات آن محيط محسوب مىشد قيام كرد و بر ضد آن سخن مىگفت و دعوى رسالت از سوى خدا داشت.
واژه" عجاب" مانند" طوال" (بر وزن تراب) معنى مبالغه را مىرساند، و به امور بسيار عجيب گفته مىشود.
اين سبك مغزان فكر مىكردند هر قدر تعداد معبودهاى آنها بيشتر شود
[١] منظور از" جعل" در اينجا قرار دادن تكوينى نيست بلكه قرار دادن بر حسب اعتقاد است.