تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥ - اكنون به توضيح زير توجه نمائيد
مظهر دعوت خدا است چرا كه هر چه او دارد از خدا دارد.
و در باره جمعى از منحرفان و مشركان در آيه ٢٣ سوره نجم آمده است وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى" هدايت الهى از سوى پروردگار به سراغ آنها آمد".
اما هدايت تكوينى به معنى ايصال به مطلوب و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پيچ و خمهاى راه، و حفظ و حمايت از آنها تا رساندن به ساحل نجات كه موضوع بحث بسيارى ديگر از آيات قرآن است هرگز بىقيد و شرط نمىباشد، اين هدايت مخصوص گروهى است كه اوصاف آنها در قرآن بيان شده، و اضلال كه نقطه مقابل آن است نيز مخصوص گروهى است كه اوصاف آنان نيز بيان گشته.
گر چه بعضى از آيات مطلق است ولى بسيارى ديگر از آيات قيد و شرط آن را دقيقا بيان كرده، و هنگامى كه اين آيات" مطلق" و" مقيد" را كنار هم مىچينيم مطلب كاملا روشن مىشود و هيچ ابهام و ترديدى در معنى آيات باقى نمىماند، و نه تنها با مساله اختيار و آزادى اراده انسان مخالف نيست، بلكه دقيقا آن را تاكيد مىكند.
قرآن مجيد در يك جا مىگويد: يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ:" به وسيله آن ضرب المثل، گروهى را گمراه و گروهى را هدايت مىكند، اما جز فاسقان را گمراه نمىسازد" (بقره ٢٦).
در اينجا سرچشمه ضلالت، فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهى شمرده شده.
در جاى ديگر مىگويد: وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ:" خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند" (بقره ٢٥٨).
در اينجا تكيه روى مساله ظلم شده و آن را زمينهساز ضلالت معرفى كرده