تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - تفسير و اين هم كيفر طاغيان!
گويا جمله" يصلونها" (در جهنم وارد مىشوند و به آتش آن مىسوزند) براى بيان اين است كه كسى گمان نكند تنها جهنم را از فاصله دور مىبينند و يا در كنار آن قرار مىگيرند، نه، به درون آن وارد مىكنند، و نيز كسى توهم نكند كه آنها به آتش دوزخ عادت مىكنند و انس مىگيرند، نه، پيوسته با آن مىسوزند.
" مهاد"- چنان كه قبلا هم گفتهايم- به معنى بسترى است كه براى خواب و استراحت گسترده مىشود، به گاهواره طفل نيز اطلاق مىگردد.
بستر جايگاه استراحت است و بايد از هر نظر مناسب حال و ملايم طبع باشد، اما چگونه خواهد بود وضع كسانى كه بسترشان آتش جهنم مىباشد؟!
" غساق" از ماده" غسق" (بر وزن رمق) به معنى شدت تاريكى شب است، ابن عباس آن را به نوشابه بسيار سردى (كه از شدت برودت درون انسان را مىسوزاند و مجروح مىكند) تفسير كرده است، ولى در مفهوم ريشه اين كلمه چيزى نيست كه دلالت بر اين معنى كند جز اينكه مقابله آن با حميم كه آب داغ و سوزان است ممكن است منشا چنين استنباطى شده باشد.
[١] اين جمله در اصل" هذا حميم و غساق فليذوقوه" بوده كه براى تاكيد جمله" فليذوقوه" در ميان مبتدا و خبر فاصله شده است بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه" هذا" خبر مبتداى محذوفى باشد همانگونه كه" حميم و غساق" چنين است، و در تقدير اين چنين بوده:" العذاب هذا فليذوقوه، هذا حميم و غساق" ولى احتمال اول ظريفتر و جالبتر به نظر مىرسد.